تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ترتیبکننده: کرار
آخرین توطئه نافرجام قریش علیه رسول اکرم صلیالله علیه و سلم
مردان مسلح قریش در خانه پیامبر صلیالله علیه و سلم گرد آمده، آماده حمله شدند، در همین گیر و دار بود که رسول اکرم صلیالله علیه و سلم بیرون آمد و مشتی خاک از زمین برداشت و سوی آنها پاشید. خداوند متعال رسول اکرم صلیالله علیه و سلم را از دید کفار پنهان کرد. آن حضرت صلیالله علیه و سلم در حالی که بر سرشان خاک می پاشید سوره یس را از اول تا «فاغشیناهم فهم لایبصرون» تلاوت میکرد، در همین موقع شخصی آمد و گفت: آقایان شما اینجا منتظر چه کسی هستید؟ گفتند: منتظر محمد هستیم، او گفت: بدبختها بخدا قسم که او از منزل خارج شد و دنبال کارش رفت. جوانان قریش به درون خانه نگاه کردند دیدند که شخصی خوابیده است با خود گفتند: حتماً رسول خدا است، ولی هنگام صبح، دیدند که حضرت علی کرم الله وجهه از رختخواب بلند شد؛ جوانان قریش شرمنده شده، ناکام برگشتند.
هجرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم به مدینه
حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم نزد ابوبکر صدیق رضیالله عنه آمد و فرمود: خداوند متعال به من اجازه هجرت عنایت فرمود، ابوبکر بیدرنگ عرض کرد «الصحبة» تقاضای همراهی دارم. حضرت فرمود: «الصحبة» تو همراه من هستی ابوبکر صدیق رضیالله عنه از شدت خوشحالی گریه کرد، بعد دو شتر سواری را که از قبل برای چنین روزی آماده کرده بود، تقدیم حضور کرد.