تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ترتیبکننده: کرار
به سوی غار ثور
حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم و ابوبکر صدیق رضیالله عنه مخفیانه از مکه خارج شدند. حضرت ابوبکر به فرزندش عبدالله سپرد که واکنش اهل مکه را در مورد آن دو زیر نظر بگیرد و به عامر بن فهیره دستور داد که گوسفندانش را در روز بچراند و شب نزد آنها بیاورد و به دخترش اسماء نیز توصیه کرد که به آنها غذا برساند.
شگفتی های مهر و محبت
از روزی خداوند انسان را آفریده، محبت الهام بخش شگفتیها بوده و انسان را نسبت به محبوبش به مهربانی و فداکاری وادار نموده است. نمونه روشن آن عملکرد حضرت ابوبکر با رسول اکرم صلیالله علیه و سلم در سفر هجرت بود.
روایت شده که وقتی حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم به سوی غار حرکت کرد. ابوبکر صدیق رضیالله عنه همراهش بود ابوبکر گاهی جلوی رسول اکرم صلیالله علیه و سلم و گاهی پشت سر آن حضرت صلیالله علیه و سلم راه میرفت تا این که رسول اکرم صلیالله علیه و سلم متوجه شدند و فرمودند: ای ابوبکر! چرا گاهی جلوی من و گاهی پشت سرم قرار میگیری؟ ابوبکر عرض کرد: يا رسول الله صلیالله علیه و سلم «اذكر الطلب فامشی خلفک ثم اذكر الرصد فامشی بین یدیک»
یا رسول الله صلیالله علیه و سلم وقتی به یاد تعقیب دشمن میافتم پشت سر شما راه میروم اما هرگاه به فکر میافتم مبادا کسی در جلو کمین گرفته باشد، مجدداً در جلوی حضرت قرار میگیرم.
وقتی به غار رسیدند حضرت ابوبکر رضیالله عنه عرض کرد: یا رسول الله صلیالله علیه و سلم شما بیرون غار توقف بفرمایید تا من داخل غار را تمیز کنیم، آنگاه داخل غار رفت و آن را تمیز کرد و بیرون آمد. دوباره به یادش آمد که هنوز یک سوراخ باقی مانده است. عرض کرد یا رسول الله صلیالله علیه و سلم هنوز بیرون تشریف داشته باشید تا کاملاً غار را آماده کنم و بعد از آن عرض کرد: یا رسول الله صلیالله علیه و سلم حالا تشریف بیاورید. آنگاه حضرت داخل غار تشریف بردند.