تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
آیه ی نجات بخش
روزی امام ابوحنیفه در مسجد کوفه مشغول تدریس بود و شاگردانش گرداگرد او نشسته بودند که ناگهان تعدادی از خوارج با اسلحه وارد مسجد شدند. مردم سراسیمه به این سو و آن سو دویدند امام ابو حنیفه مردم را به آرامش دعوت داد. سردار آنها به نزد امام آمد و پرسید شما از کدام دار و دسته هستید؟
ایشان فرمود: مستجیر هستیم
خداوند متعال فرموده است
وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ المُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَامَنَهُ) (توبه ٦)؛ و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پناهش ده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومی نادانند. خوارج غیر از گروه خود، همه مسلمانان را کافر و مشرک دانسته و آنان را واجب القتل میپنداشتند و به همین نیت آمده بودند تا حضرت امام ابوحنيفه عقیدهی خود را بیان کند و او را بکشند اما جواب الزامی امام ابوحنیفه آنان را غافلگیر کرد و سردار خوارج ناگزیر به پیروانش گفت: به او قرآن بیاموزید و به خانهاش برگردانید.
فقیـه عـراق