نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
4.ماهیت حقوق بشر غربی
ادامه:
هرچند ما درین جا در پی نقد این نظر نیستیم؛ چون نقد حقوق بشر را در فصل دیگری مطرح میشود. اما باز هم باید گفت: این دیدگاه کاملاً مخدوش است؛ زیرا اولاً، آنچه امروز در غرب به عنوان حقوق بشر مطرح است، پیوند نزدیکی با تطورات فکری و دگرگونیهای اجتماعی این دوران در تاریخ غرب دارد. از این رو، به راحتی میتوان اثبات کرد که بسیاری از مواد اعلامیه و حتی روح کلی آن، در واقع بسط نظریات و آراء فیلسوفان خاصی چون ایمانوئل کانت، جان لاک، روسو و غیره بوده که متعلق به زمان خاصی از تاریخ غرب و مربوط به ایدئولوژی و جهانبینی خاصی هستند. به عبارت دیگر، بسیاری از انسانها و ملتهایی که نخواستند در این تاریخ جدید غرب شریک شده و تحت ایدئولوژی آن قرار گیرند، در شکلگیری این حقوق هیچ نقشی نداشتهاند. ثانیاً، اگر اینگونه باشد که حقوق بشر غربی وجه تکامل حقوق فطری در سیر تکامل تاریخیاش بوده باشد، پس نباید مورد انکار هیچ دین، قوم و ملتی قرار گیرد. این در حالی است که بسیاری از اقوام و ادیان، این حقوق را برخلاف اصول خود میدانند. بر این اساس، حداکثر میتوان ادعا کرد که این حقوق برآمده از تجربه تاریخی کشورهای غربی بوده و با صرفنظر از اشکالات متعددش، برای همان کشورهای غربی میتواند نافذ باشد.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)