فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در افغانستان
أ. دهه دموکراسی

  1. احزاب سیاسی در دهه دموکراسی
    ادامه
    برخی از ناآگاهان بر این باورند که اگر دهه دموکراسی و موفقیت قانون اساسی جدید ادامه پیدا می‌کرد، جریان و سیر تاریخ افغانستان معاصر را عوض می‌کرد. با ادامه دهه دموکراسی، احتمالاً افغانستان به دامن افراط‌گرایی دینی و مرحله‎ خون‎ریزی و جنگ‌های داخلی که هستی مادی کشور را به باد فنا داد، نمی‌افتاد. برای این بی‌خبران باید گفت که اگر خوشبختی‌شان را در دموکراسی جستجو می‌کنند، بدانند که دهه دموکراسی، شاهی مشروطه بر کشور حاکم بود و دموکراسی به گونه‌ای اساسی در کشور تطبیق نشده بود. پس از شاهی مشروطه در عصر داودخان، دموکراسی بیش از پیش در کشور نمایان شد تا آنجا که رسماً نظام سلطنت پایان و نظام جمهوری دموکراتیک تأسیس شد؛ اما بازهم بدبختی کشور پایان نیافت. همین نظام دموکراسی در دوره بعدی از نوع کمونیستی ادامه پیدا کرد و پس از کمونیست‌ها در عصر مجاهدین حتی پسوند اسلامی را نیز به خود اضافه کرد و شد جمهوری اسلامی افغانستان، اما همین تعدد احزاب که از اصول نظام دموکراسی است، آتش خانمان‌سوز جنگ‌های داخلی را در کشور شعله‌ورتر کرد.
    بنابراین هیچ‌گاه نمی‌توان خوشبختی، امنیت و آرامش را در افغانستان در سایه‌ نظام دموکراسی آرزو کرد؛ زیرا دموکراسی هدیه و ارمغان غربی‌ها است و بر اصول و مبانی استوار است که با اعتقادات و باورهای مردم افغانستان در تضاد و تقابل است. چنانچه تاریخ و تجربه گواه‌اند، تنها نظامی که می‌تواند در افغانستان کارآمد باشد و امنیت و آرامش را به ارمغان بیاورد، بدون تردید نظام اسلامی و حکومت اسلامی است که بر پایه‌های دموکراسی و سکولاری استوار نباشد. با روی کار آمدن امارت اسلامی دوره‌ی اول، دموکراسی نیمه‌بند غربی به کلی از هم پاشید و نظام اسلامی بر افغانستان حکم‌فرما شد. اما شوربختانه دیری نپایید که با تهاجم و تجاوز بلوک غرب به سرکردگی آمریکا، به افغانستان نظام اسلامی از صحنه‌ی قدرت کنار گذاشته شد و دموکراسی غربی از نوع آمریکایی دوباره در افغانستان متولد گردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *