نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
درآمد
دموکراسی همچون دیگر پدیدههای دنیای غرب، با بوق و کرنای زیادی وارد جوامع اسلامی گردیده و امت اسلامی نسبت به آن مواضع مختلفی اتخاذ نموده و واکنشهای گوناگونی از خود نشان دادهاند. چنانکه برخی از جوامع اسلامی، ندای دموکراسیخواهی و مردمسالاری سر دادهاند و راه بازگشت به حکومت اسلامی و تطبیق شرع الهی را در باور به دموکراسی قلمداد نموده، آن را در صندوقهای رأی جستوجو کردهاند.
در جهت مقابل، برخی دیگر از جوامع اسلامی، دموکراسی را دینی جداگانه و اختراع دنیای غرب دانستهاند که با اعتقادات و باورهای اسلامی در تضاد است و باید جوامع اسلامی از تمامی اجزای آن دور نگه داشته شوند.
اما بهراستی دموکراسی چیست و باید در برابر آن چه موضعی اتخاذ نمود؟ آیا دموکراسی برای جوامع اسلامی دستاوردی داشته است؟ آیا میتوان در دنیای اسلام از آن استفاده نمود و آن را بر تن شریعت اسلامی پوشاند و از طریق آن به حکومتداری اسلامی پرداخت؟ آیا میتوان اجزای مختلف سیستم دموکراسی را از هم تفکیک نمود و با جدا کردن سره از ناسره و زدودن پایههای اومانیستی و سکولاریستی از آن، سیستم مورد نظر خود را شکل داد و باز آن را «دموکراسی» نام نهاد؟ آیا با شباهتهای موجود میان اسلام و دموکراسی، جایز است که بگوییم اسلام عین دموکراسی است و دموکراسی عین اسلام؟
در این فصل، تلاش بر آن است تا به این سؤالها پاسخ قانعکنندهای ارائه گردد. بدینترتیب، ابتدا به بررسی مؤلفههایی مانند: اسلام و سیاست، اسلام و استبداد، اسلام و دموکراسی از نگاه اندیشمندان، تفاوت اسلام و دموکراسی، شورا و دموکراسی، و اخلاق و دموکراسی پرداخته شده است. سپس، دیدگاه موافقان و مخالفان دموکراسی در تأیید یا رد آن مورد بررسی قرار گرفته است.
مأموریت شکست خورده