نویسنده: نهضت
فصل دوم: حقوق بشر اسلامی
4.مبانی حقوق بشر اسلامی
أ.مبانی هستیشناختی
مبانی هستیشناختی به بررسی ماهیت هستی و جایگاه انسان در آن میپردازد. در اسلام، هستیشناسی بر پایهی اعتقاد به وجود خداوند به عنوان خالق و مدبر جهان استوار است. این نگرش تأثیر مستقیمی بر حقوق بشر دارد، زیرا حقوق انسان در این چارچوب، به عنوان بخشی از نظام الهی تعریف میشود. در اندیشه اسلامی، بین نظام تکوین (آفرینش) و تشریع (قوانین الهی) هماهنگی کامل وجود دارد. خداوند متعال قوانین تشریعی را متناسب با ظرفیتها و نیازهای تکوینی انسان وضع کرده است. بر این اساس، در تبیین چیستی و چرایی حقوق بشر، وابستگی انسان به خدا و هدفمندی آفرینش مورد توجه قرار میگیرد. از این رو، میتوان اصل توحید، هدفمندی جهان آفرینش و هماهنگی بین نظام تکوین و تشریع را به عنوان مبانی هستیشناختی حقوق بشر اسلامی به شمار آورد.
1.اصل توحید
بر اساس تفکر دینی و فلسفی در نظام اسلامی، انسان موجودی خودآفریده یا مخلوق فعل و انفعالات کور و کر طبیعت نیست که بتواند در عرصه حقوق و تکالیف، ادعای استقلال کند و خود را از هدایت الهی بینیاز بداند. (برخلاف برخی دیدگاهها که طبیعت را منشأ همه چیز، از جمله انسان، میدانند.) بلکه انسان آفریده و مخلوق ذات باریتعالی است و در وجود، بقا و حیات خود، وابسته و نیازمند به اوست. بر مبنای این اندیشه، اصل توحید شکلدهنده حقوق بشر در اسلام است. اسلام همه پدیدههای جهان را در عرصه تکوین و همه آموزههای اعتقادی و رفتاری انسان را در عرصه تشریع، در پرتو اصل توحید معنا و تفسیر میکند. بنابراین، در بحث حقوق بشر نیز اصل توحید به عنوان مهمترین بنیان هستیشناختی حقوق بشر اسلامی شناخته میشود.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)