تالیف: عبدالهادی مجاهد
عرصههای محرومیت مسلمانان از معیارها
عرصهٔ زندگی اجتماعی و فرهنگی
هر قوم و ملتی در جهان دارای یک فرهنگ و یک شکلِ مخصوصی از زندگی اجتماعیِ خود میباشد که شمایلِ مخصوصِ آنها مظهرِ شناختِ اجتماعیِ ایشان میباشد. و ملتهایی که معتقد به ادیان باشند همیشه تلاش میورزند تا تشخصِ ملیِ ایشان نیز از دیگران مستقل باشد و در کدام قوم و ملتِ دیگری منحل نگردند.
اگر مردمِ یک ملت، لباسِ فرهنگ و مشخصاتِ دیگرِ شناسانیِ خویش را از دست دهند، در آن صورت آنها هرچند هوشیار، باسواد و از لحاظِ مادی پیشرفته هم باشند، باز هم به آنها به دیدهٔ یک ملتِ مستقل نگریسته نمیشود.
مسلمانان نیز باید میان اقوامِ دیگرِ جهان از خود یک فرهنگ و شکلِ مخصوصِ زندگیِ اجتماعیِ خود را داشته باشند که به آن فرق و امتیازِ خود را از اقوامِ کافر ثابت نمایند. اگر این فرق از میان رود، در آن صورت شاید مسلمانان از لحاظِ مظهر هیچ فرقی با کفار نخواهند داشت. فرهنگ، طرزِ زندگی، لباس، عادات، رواجها، جشنها و تجلیل از روزهای خاصِ هر قوم به دین، اعتقادات، اخلاق، اصالتِ تاریخی و موقعیتِ جغرافیاییِ آن ملت بستگی داشته میباشد که ترکِ آنها در حقیقت بهمعنایِ بیگانه شدن از خود و از ارزشهای ملتِ خود میباشد.
در جنگ فکری با غرب