تالیف: سید ابوالحسن ندوی
تبعید بنو نضیر
قبیلهی بزرگی از یهود به نام «بنو نضیر» همپیمان مسلمانان بودند. رسول اکرم ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ بهمنظور کمکگرفتن دربارهی خونبهای دو نفر مقتول از بنیعامر نزد آنها رفتند، زیرا «بنو نضیر» و «بنیعامر» همپیمان بودند. بنو نضیر از یک طرف به نرمی سخن گفتند و قول مساعدت دادند، ولی از طرف دیگر نقشهی ترور و خیانت به رسول اکرم صلیالله علیه و سلم را طراحی نمودند و در دل خود پنهان داشتند. رسول اکرم صلیالله علیه و سلم در کنار دیواری از خانههایشان نشسته بودند. در همین حال بعضی مخفیانه با هم گفتند: در آینده چنین فرصتی با این مرد نخواهید یافت. آیا کسی هست که بالای خانه برود و سنگ بزرگی بر روی وی بیندازد و ما را از دست وی رهایی دهد؟
رسول اکرم صلیالله علیه و سلم همراه اصحابش نشسته بود و «ابوبکر» و «عمر» و «علی» (رضیاللهعنهم) نیز در میان آنها بودند. دیری نگذشت که وحی آسمانی از توطئهی شوم یهود پرده برداشت. رسول اکرم صلیالله علیه و سلم فوراً برخاسته و به «مدینه» آمدند و مسلمانان را برای جنگ و حرکت بهسوی «بنینضیر» آماده ساختند. سپس بهسوی «بنینضیر» حرکت کردند و منطقهی آنها را معاصره نمودند. ماه ربیعالاول سال چهارم هجرت بود. این محاصره شش شب به طول انجامید.
خداوند متعال در دلهای آنها رعب و وحشت افکند بهطوریکه خودشان از رسول اکرم ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ درخواست کردند که آنها را جلای وطن نماید و از ریختن خونشان خودداری فرماید. البته به آنها اجازه داده شود که بهجز اسلحه از بقیهی اموال و کالاهای خود هر چه بتوانند با شترها حمل نمایند. حضرت این درخواست آنها را پذیرفتند.
نبی رحمت