نویسنده: نهضت
فصل اول: کلیات و مفهوم شناسی
1_ اومانیسم
اومانیسم (Humanism) که با عنوانهایی مانند انسانمحوری، بشرگرایی، اصالت انسان یا خودبنیادی نیز شناخته میشود، یک جریان فکری غالب در تمدن غرب است که انسان را کانون و معیار هستی میداند و با محوریت بخشیدن به انسان، جایگاه خدا، دین و امور ماورایی را به حاشیه میراند. در گستردهترین تعریف، اومانیسم به هر نظام فکری (اعم از فلسفی، سیاسی، اقتصادی یا اخلاقی) گفته میشود که انسان را اساس و محور تمام ارزشها، داوریها و تحلیلها قرار میدهد.
برخلاف انساندوستی یا تکریم انسان که در ادیان الهی بهویژه اسلام مورد تأکید است، اومانیسم بهگونهای رفتار میکند که گویی انسان در جایگاهی فراتر از نظام آفرینش ایستاده است. در حقیقت، این مکتب و طرز فکر نه صرفاً به احترام به انسان، بلکه به پرستش انسان میپردازد. این نگاه فکری و اندیشگی در مورد انسان که ریشههای آن به عصر باستان بازمیگردد، در دوره رنسانس به اوج خود رسید و بهعنوان نیروی متحرک و پیشبرنده تحولات فکری، علمی و اجتماعی در غرب عمل کرد. اومانیسم با تکیه بر عقلباوری افراطی، آزادی مطلق و عدم مسئولیتپذیری، جهانبینیای را پایهگذاری کرده که به قول پروتاگوراس فیلسوف یونان باستان «انسان معیار همه چیز محسوب میشود» (کاپلستون، ۱۳۸۰: ۱۰۵). یعنی انسان بهعنوان موجودی توانمند و ارزشآفرین در کانون توجه قرار دارد و مقیاس همه چیز میباشد. جا دارد در این بخش از تحقیق، مفهوم اومانیسم به لحاظ لغوی و اصطلاحی نیز مورد توجه قرار گیرد تا خوب مورد فهم واقع گردد
اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»