فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
به سوی مکه بعد از هجران طولانی
حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه وسلم با اتفاق هزار و پانصد نفر از اصحابش در ماه ذی‌القعده سال ششم هجری به قصد ادای عمره به سوی «حدیبیه» حرکت کردند. چون قصد جنگ نداشتند، هدی قربانی (حج) را با همراه خود بردند و احرام عمره بستند تا همه مردم بدانند که هدف از این مسافرت فقط زیارت بیت‌الله و تعظیم آن است. آن حضرت فردی از «خزاعه» را مخفیانه به منظور کسب اطلاع از وضع «قریش» فرستاده بودند. وقتی حضرت نزدیک «عسفان» رسیدند، گزارشگر حاضر شد و چنین گزارش داد: یا رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم! قبیله «کعب بن لُؤی» را دیدم که گروه‌های مختلفی علیه شما جمع‌آوری کرده و آماده جنگ شده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که از طواف بیت‌الله جلوگیری به عمل آورند.
رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم به پیشروی ادامه دادند، اما همین که بالای دره‌ای که از آنجا به سوی «قریش» سرازیر می‌شود رسیدند، شتر سواری‌شان به زمین زانو زد. مردم گفتند: «خلأت القصواء، خلأت القصواء» (قصواء از راه رفتن فرو ماند). قصواء نام شتر آن حضرت بود. حضرت الله علیه و سلم فرمود: «قصواء خودش از راه رفتن باز نمانده، بلکه آن را همان کسی که جلوی فیل را گرفته بود، از حرکت باز داشت.» سپس فرمود: «قسم به آنکه جانم در دست اوست، قریش اگر پیشنهادی مبنی بر تعظیم و احترام محرمات خدا مطرح کنند، من آن را خواهم پذیرفت و هر پیشنهادی مبنی بر صله‌رحم ارائه دهند، قبول خواهم کرد.»
سپس شتر را حرکت دادند. شتر حرکت کرد ولی به سوی «حدیبیه» رفت تا اینکه در انتهای «حدیبیه» در کنار چشمه کم‌آبی فرود آمد. اصحاب خدمت رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم از تشنگی شکایت کردند. آن حضرت تیری از ترکش خود بیرون آورد و دستور داد آن را داخل همان آب اندک قرار دهند. بر اثر آن، آب چنان فواره زد که همگی از آن استفاده کرده و سیراب گشتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *