نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
- نقدهای درونی اومانیسم
أ.اومانیسم فلسفهای سرکوبگر
منتقدان دیگر، از جمله جنبشههای فیمینستی، فعالان سیاهپوست، منتقدان پسااستعماری و مدافعان همجنسگرایان، اومانیسم را یک فلسفه سرکوبگر میدانند. آنها استدلال میکنند که اومانیسم از تعصبات مردان سفیدپوست دگرجنسگرا که آن را شکل دادهاند، رها نیست. دیدیه فاسین، استاد جامعهشناسی، اظهار داشته است که تمرکز اومانیسم بر همدلی و شفقت، به جای نیکی و عدالت، یک مشکل است. او استدلال میکند که اومانیسم از سنت مسیحی، به ویژه در تمثیل سامری نیکوکار، سرچشمه گرفته است. فاسین همچنین معتقد است که جوهره اصلی اومانیسم، تقدس زندگی انسان، یک پیروزی مذهبی است که در لفافه سکولار پنهان شده است (همان، 8).
ب. اومانیسم فلسفهای غیراخلاقی و مادیگرا
منتقدان مسیحی انجیلی، مانند تیم لاهی، اومانیسم را به دلیل انهدام ارزشهای سنتی، خانوادگی و اخلاقی مورد انتقاد قرار میدهند. آنها معتقدند که اومانیسم بیشتر مادیگراست و در نتیجه انسانیت انسان را کاهش میدهد؛ چون که از انکار ماهیت معنوی و نیازهای روحی انسان حمایت میکند. همچنین، از آنجا که هدف در زندگی کسب کالاهای مادی است، اومانیسم باعث حرص و طمع و خودخواهی میشود (ویکیپدیا). هر چند عدهای معتقدند که این انتقاد درست نیست. نورمن یکی از افرادی است که اظهار میکند که مطلقاً هیچ دلیلی وجود ندارد که اومانیستها به این دیدگاه متعهد باشند که تنها چیزهایی که ارزش زندگی کردن را دارند، «کالاهای مادی» هستند. او این اتهام را مبتنی بر درک «نادرست» از ماتریالیسم میداند (همان).