نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
- مبانی انسان شناسی
د. هدفمندی آفرینش انسان
ادامه:
همچنین در نظام تربیتی اسلام، هدفمندی آفرینش انسان، زمینهساز برنامههای تربیتی و معنوی است. اسلام بر این باور است که تربیت اسلامی باید بر اساس شناخت از غایت وجودی انسان صورت گیرد. این موضوع در آیه «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّـهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم: ۳۰). برجسته شده است که نشان میدهد دین اسلام با فطرت انسان هماهنگ است و این فطرت، همان هدفمندی آفرینش است. بنابراین، تربیت اسلامی باید به گونهای باشد که انسان را به سمت کشف غایت وجودی و حرکت به سوی کمال سوق دهد. این دیدگاه، در مقابل نظامهای تربیتی که انسان را فقط موجودی تحت تأثیر محیط میدانند، اسلام را از آنها جدا میکند و نشان میدهد که انسان اسلامی، دارای ظرفیت بالقوهای است که با تزکیه و تربیت الهی، میتواند به کمال واقعی دست یابد.
از سوی هدفمندی آفرینش انسان، نه تنها در دنیا، بلکه در آخرت و حیات پس از مرگ نیز تبیین میشود. قرآن در این زمینه میفرماید: «إنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَـئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» (بینه: 7). این آیه بیانگر این است که عمل نیک، بدون شناخت از غایت وجودی انسان، بی معناست. این موضوع، ظهور از آن دارد که اسلام، انسان را موجودی میداند که در دنیا امتحان میشود تا در آخرت به غایت وجودی خود دست یابد. این دیدگاه، در مقابل نظریههایی که انسان را موجودی محدود به زندگی دنیایی میدانند، اسلام را از آنها جدا میکند و نشان میدهد که هدفمندی آفرینش انسان، فراتر از زندگی فعلی اوست و در حیاتی ابدی و معنوی تحقق مییابد.
در مجموع، هدفمندی آفرینش انسان یکی از مبانی اساسی انسانشناسی اسلامی است که با تکیه بر آیات قرآنی، احادیث نبوی و آراء حکما و متالهان اسلامی، تصویری جامع و عمیق از انسان ارائه میدهد. این مفهوم نه تنها مبنای فهم بسیاری از مسائل دینی مانند نبوت، ، معاد و اخلاق است، بلکه پایهای برای نظام تربیتی، حقوقی و معنوی اسلام محسوب میشود. شناخت دقیق این مفهوم، گامی ضروری در فهم صحیح از ماهیت انسان و جایگاه او در نظام هستی از دیدگاه اسلام است. اسلام با این نگاه، انسان را موجودی دارای مقصد و غایت معرفی میکند که باید در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، این هدف را دنبال کند. این مفهوم، نه تنها در بعد فردی، بلکه در ابعاد اجتماعی، سیاسی و معنوی نیز میتواند راهگشای حل بسیاری از چالشهای امروزی در جوامع بشری باشد. اسلام با این دیدگاه، هدفمندی آفرینش انسان را یک حقیقت غیبی و الهی میداند که باید در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، مورد توجه قرار گیرد.
در پایان بخش مبانی انسان¬شناسی اسلامی در کل می¬توان گفت، بررسی مبانی انسانشناسی اسلامی در چهار محور طبیعت دوگانه، فطرت الهی، کرامت ذاتی و هدفمندی آفرینش، تصویری جامع و متعالی از انسان در نظام فکری اسلام ارائه میدهد. این مبانی که ریشه در آیات قرآن کریم و احادیث نبوی دارند، نشان میدهند که انسان در اسلام موجودی است: دارای هویتی مرکب از جسم مادی و روح الهی که این ترکیب خاص، او را از دیگر مخلوقات متمایز میسازد. برخوردار از فطرتی الهی که او را به صورت ذاتی به سوی شناخت حقایق و ارزشهای متعالی سوق میدهد. دارای کرامتی ذاتی که به تمامی ابنای بشر بدون استثناء اعطا شده و مبنای حقوق و تکالیف انسانی است. هدفمند و غایتدار که زندگی او را از سطح مادی فراتر برده و به حیات ابدی پیوند میزند.
این دیدگاه جامع، اسلام را از دیگر نظامهای فکری در حوزه انسانشناسی متمایز میسازد و ظرفیت بینظیری برای پاسخگویی به نیازهای معنوی و مادی بشر معاصر دارد. فهم عمیق این مبانی میتواند زمینهساز تحقق جامعهای انسانی و عادلانه باشد که در آن کرامت و حقوق همه انسانها محترم شمرده شود.