نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
- مؤلفههای انسانشناسی اسلامی
ج. تعادلمحوری
ادامه:
در مقابل، دین اسلام رهبانیت و ترک دنیا را نیز رد میکند. قرآن کریم در سوره حدید تصریح میکند: «وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ» (حدید: 27). این آیه بهوضوح نشان میدهد که اسلام با انزوا و ترک مسئولیتهای اجتماعی مخالف است. در واقع، اسلام خواهان حضور فعال مؤمنان در عرصههای مختلف زندگی است، اما با نگاهی الهی و آخرتگرایانه.
الگوی عملی این تعادل را میتوان در زندگی پیامبر اکرم -صلی الله علیه و سلم-و صحابه کرام رضوانالله علیهم اجمعین مشاهده کرد. آن بزرگواران در عین توجه به امور معنوی و عبادات، به مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه نیز اهتمام ویژهای داشتند. این رویکرد متوازن، بهترین الگو برای زندگی انسان معاصر است که معمولاً در دو سوی افراط و تفریط گرفتار میشود.
در پایان باید گفت که تعادل میان دنیا و آخرت در اسلام، نه یک نظریه انتزاعی، بلکه یک برنامه عملی برای زندگی است. این تعادل زمانی محقق میشود که انسان دنیا را بستر تکامل روحی بداند، از مواهب آن بهاندازه و در مسیر صحیح استفاده کند، و همواره چشمانداز اخروی را در نظر داشته باشد. همانگونه که قرآن در سوره جمعه میفرماید: «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّه» (جمعه: 10)، که ترکیبی زیبا از عبادت و تلاش اقتصادی را نشان میدهد. این است معنای واقعی تعادل در انسانشناسی اسلامی.
در نتیجه، با تأمل در سه مؤلفهی اساسی انسانشناسی اسلامی، میتوان به تصویری روشن از انسان کامل در منظومهی فکری اسلام دست یافت. انسان توحیدمحور که خدای یکتا را محور تمامی اندیشهها و اعمال خود قرار میدهد، در پرتو این نگرش، مسئولیتهای خویش را در قبال خود، جامعه و محیط پیرامون بهخوبی میشناسد و با برقراری تعادل حکیمانه میان نیازهای مادی و معنوی، مسیر تعالی را میپیماید. این سه عنصر بهصورت ارگانیک با یکدیگر ارتباط داشته و نظام یکپارچهای را تشکیل میدهند که در آن، توحید بهعنوان اساس، مسئولیت اجتماعی بهعنوان تجلی عملی و تعادل میان دنیا و آخرت بهعنوان روش زندگی مطرح میشود.
قرآن کریم با ارائهی الگوی انسان متعهد و متوازن، راه نجات از بحرانهای دنیای معاصر را نشان میدهد. بحرانهایی که ریشه در دور شدن از فطرت الهی، فراموشی مسئولیتهای اجتماعی و افراط و تفریط در استفاده از مواهب دنیوی دارد. انسانشناسی اسلامی با تأکید بر کرامت ذاتی انسان و ظرفیتهای بینظیر او، راهی میانه و معتدل پیش پای بشریت میگذارد که هم پاسخگوی نیازهای مادی است و هم اشتیاق فطری به معنویت را ارضا میکند. در این دیدگاه، انسان نه بردهی دنیاست و نه منزوی از جامعه، بلکه خلیفهی الهی است که با شناخت صحیح از خود و جهان، مسیر بندگی را میپیماید و در این مسیر، هم به آبادانی دنیا همت میگمارد و هم به فکر سعادت اخروی خویش است. این است تصویر واقعی انسان در اسلام؛ موجودی خداگونه که با بهرهگیری از تمامی استعدادهایش، میتواند به مقام خلیفهاللهی نائل آید.