نویسنده: نهضت
نتیجهگیری
بررسی تطبیقی و تحلیلی نظاممند دو گفتمان اومانیسم و عبودیت در این تحقیق و پژوهش، لایههای عمیق تفاوت و تشابه این دو دیدگاه را در سطوح مختلف نظری و عملی آشکار ساخته است. این تحقیق نشان میدهد که هر دو پارادایم، با وجود برخی نقاط اشتراک ظاهری در توجه به ارزش ذاتی انسان و تواناییهای معرفتی و شناختی او، در بنیادیترین مفروضات خود دربارهی ماهیت انسان، منابع شناخت و غایت زندگی، تفاوتهای اساسی و بنیادین دارند.
در سطح انسانشناسی، اومانیسم بهعنوان محصول تمدن غرب، انسان را موجودی خودبنیاد و مستقل از ماوراءالطبیعه تعریف میکند. این جریان فکری که از رنسانس تا عصر حاضر تحولات عمیقی را طی کرده، در تمام شاخههای خود (از اومانیسم رنسانسی و روشنگری تا انواع مدرن و پستمدرن آن) بر محوریت انسان در نظام ارزشی تأکید دارد. بررسی و تحلیل تاریخی نشان میدهد که این دیدگاه با تأکید بر استقلال فردی، عقلباوری خودبنیاد و اصالت زندگی دنیوی، توانسته است تأثیرات عمیق و شگرفی بر تمام عرصههای تمدن غرب از علم و فلسفه تا سیاست و هنر بگذارد. با این حال، تقلیل انسان به موجودی صرفاً مادی و طبیعی، به بحرانهای عمیق معنوی و اخلاقی در جوامع مدرن انجامیده است. اومانیسم با نفی بُعد متعالی وجود انسان و محدود کردن سعادت انسان به ارضای نیازهای مادی، نتوانسته پاسخگوی نیازهای فطری و معنوی بشر باشد.