نویسنده : امیری
از استعمار نظامی تا استعمار فرهنگی:
در قرون گذشته، کشورهای استعمارگر (قدرتهای غربی) با لشکرکشی سرزمینها را اشغال میکردند و منابع طبیعی را سلب مینمودند. اما پس از جنگ دوم جهانی استعمار نظامی کارایی خود را از دست داد. کشورها ظاهراً مستقل شدند، اما استقلال سیاسی بدون استقلال فرهنگی معنا نداشت. کشورهای قدرتمند متوجه شدند که ذهن انسان مهمتر از خاک است و منابع اصلی ذهن و هویت انسانها است که اگر ذهن مردم را در اختیار داشته باشند، دیگر نیازی به لشکر و سلاح نیست.
فرانتس فانون متفکر و اندیشمند الجزایری از نخستین کسانی بود که نشان داد استعمار فقط اشغال سرزمینها نیست، بلکه اشغال ذهن و روح انسانها است. از دید او استعمارگر تلاش میکند تا مردم تحت سلطه را قانع کند که فرهنگ، زبان و باورهایشان پستتر و عقبماندهتر نسبت به غرب است. در کشورهای اسلامی پس از پایان استعمار رسمی، تهاجم فرهنگی به شکلی گسترده آغاز شد. رسانههای غربی، آموزش مدرنِ غربمحور و تقلید از الگوهای زندگی بهتدریج ارزشهای بومی را به حاشیه راندند. به گفته ادوارد سعید، سلطه فرهنگی ادامه استعمار نظامی است، فقط در لباسی نرمتر و فریبندهتر.