فهرست بستن

حقوق بشر

نویسنده: نهضت
مبانی حقوق بشر غربی
ادامه:
فردگرایی

تحول تاریخی فردگرایی: فردگرایی ریشه در تحولات فکری و فلسفی لیرالسیم غربی، به ویژه در دوران روشنگری (قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی)، دارد. در این عرصه فیلسوفانی مانند جان لاک و جرمی بنتام، با تأکید بر حقوق طبیعی فردگرایی را به عنوان یکی از پایه‌های اصلی حقوق بشر مطرح کردند. جان لاک در کتاب «دو رساله درباره حکومت» استدلال کرد که انسان‌ها به طور ذاتی از حقوقی مانند حق زندگی، آزادی و مالکیت برخوردارند. او معتقد بود که دولت باید به عنوان نهادی برای حفظ این حقوق ایجاد شود و در صورت نقض حقوق شهروندان، مردم حق دارند دولت را تغییر دهند (همان). این اندیشه‌ها پایه‌های فردگرایی را در نظام‌های سیاسی و حقوقی غرب نیز تقویت کردند.

تأثیر فردگرایی بر حقوق بشر: فردگرایی به عنوان یکی از مبانی حقوق بشر غربی، باعث شد که حقوق و آزادی‌های فردی در مرکز توجه قرار گیرد. در این نگرش، هر فرد انسانی به عنوان موجودی مستقل و دارای حقوق ذاتی تعریف می‌شود که باید از دخالت دولت و دیگران مصون بماند. این اصل در اسناد مهم حقوق بشر، مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر به وضوح دیده می‌شود. برای مثال، ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می‌کند: «هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» همچنین، ماده ۱۲ این اعلامیه تأکید می‌کند: «هیچ‌کس نباید در زندگی خصوصی، خانواده، خانه یا مکاتبات خود مورد دخالت خودسرانه قرار گیرد.» این اصول نشان‌دهنده تأثیر عمیق فردگرایی بر حقوق بشر است. فردگرایی باعث شد که حقوقی مانند آزادی بیان، آزادی مذهب، حق مالکیت و حق برابری در برابر قانون به رسمیت شناخته شوند. این تفکرات و ایده‌ها در قوانین اساسی بسیاری از کشورها و همچنین در اسناد بین‌المللی حقوق بشر غربی منعکس شده‌اند (اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۱۹۴۸: ماده ۳ و ۱۲).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *