تالیف: علامه عبدالشکور لکنوی
اولین خلیفه پیامبر، ابوبکر صدیق (رضی الله عنه)
احوال بعد از اسلام، قبل از هجرت
ادامه:
حضر عمر رضی الله عنه می فرمایند: یک بار، رسول خدا صلی الله علیه و سلم به صدقه تشویق نمودند. در آن ایام نزد من مال فراوانی وجود داشت، پیش خود گفتم که امروز از حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه سبقت خواهم گرفت. به طوری که من نصف اموال خود را که نسبتاً چشمگیر بود، حاضر کردم بعد از آن حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه مقدار کمی آوردند. آن حضرت از من سؤال فرمودند که برای اهل و عیال خودت چه اندازه ذخیره گذاشتی؟ بنده عرض کردم نصف اموال را، اما وقتی که از حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه سؤال فرمودند: او عرض کرد: برای اهل و عیال خودم الله و رسولش را گذاشته ام؛ (یعنی همه اموال را آورده ام و برای فرزندان نیز چیزی باقی نگذاشته ام.) حضرت عمر رضی الله عنه می فرمایند: از آن زمان یقین حاصل کردم که از حضرت ابوبکر صدیق هرگز پیشی نخواهم گرفت. در بدو امر نبوّت که دستور به تبلیغ داده شد و این آیه نازل گردید .« فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ »(یعنی ای پیامبر! تكليف تبلیغ احکام الهی را متحمل باشید)، حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه عرض کردند: ای رسول خدا! شما تبلیغ را آغاز نفرمایید زیرا هر گاه اشرار و جاهلان قریش بیان توحید و بطلان شرک را که هنوز گوششان به آن آشنایی ندارد، بشنوند، خدا میداند چه اندازه بر آشفته شوند و چه عکس العملی نشان دهند. لذا اجازه فرمایید تا من آغاز کنم. چنانکه آن حضرت صلی الله علیه و سلم موافقت نمودند و ابوبکر صدیق سخنرانی عجیبی ایراد فرمود که در آن توحید و رسالت آن حضرت صلی الله علیه و سلم و مذمت شرک و بت پرستی را توضیح داد و در این خطابه بطرز غیر قابل توصیفی در عشق و محبت دین اسلام غرق بود بطوری که عبارت و الفاظ خطبه به خوبی نمایانگر این امر میباشد.
این نخستین خطابه ای بود که در اسلام ایراد گردید. بعد از این کفار آزار و اذیت فوق العاده ای به صدیق اکبر رساندند و ابوبکر صدیق الله رضی الله عنه آنها را با بردباری و متانت خاصی تحمل می نمود.