سخنان تند مولانا فضلالرحمن، رهبر جمعیت علمای پاکستان، از یک تناقض بزرگ و شکستی راهبردی در سیاست رژیم پاکستان پرده بر میدارد. انتقاد او از بسته بودن مرزها و طنز تلخ «عدم امکان ورود حتا یک انار از افغانستان» در حالی که مقامات از عبور «تروریستها» سخن میگویند، بیانگر بحران داخلی و سیاستهای متناقض پاکستان است. این سیاست نه تنها امنیت را برای پاکستان به ارمغان نیاورده، بلکه اقتصاد رابه شدت آسیبزده و افغانستان را به سمت یافتن مسیرها و شرکای اقتصادی جدید سوق داده است.
او با زیر سؤال بردن روایت رسمی اسلامآباد و مطرح نمودن این پرسش بنیادین، منطق معیوب این رویکرد را آشکار میسازد: اگر تهدید امنیتی از سوی افغانستان تا این حد ملموس و جدی است، چرا پاکستان قادر به دفع یا مدیریت آن نیست؟ این پرسش بحران اصلی پاکستان را نشانه می گیرد. استفاده ابزاری از مسئله افغانستان برای توجیه ناکامیهای امنیتی داخلی پاکستان. اختلافی که او بین جنرالهای طرفدار «گفتگو» و طرفدار «جنگ» اشاره میکند، گویای سردرگمی و نبود یک استراتژی واحد و عقلانی در اسلامآباد است. نتیجه این سردرگمی، تبدیل مرز مشترک از یک شریان حیاتی تجاری به یک خط مقدم فرضی شده که بر مردم پاکستان تحمیل گردیده است.
پیامد این سیاست برای پاکستان بسیار سنگین بوده است. مولانا فضل الرحمن از وخامت اوضاع اقتصادی و فرار سرمایهها از پاکستان ابراز نگرانی نموده است. بستن مرز با افغانستان، یک بازار سنتی و مهم برای کالاهای پاکستانی را از بین برده و مسیر ترانزیتی حیاتی به سوی آسیای مرکزی را مسدود ساخته است. این در حالی است که افغانستان، با درایت و فعالانه، در حال کاهش وابستگی تاریخی خود به بنادر جنوبی پاکستان است. گسترش روابط تجاری با کشور های همسایه شمالی و استفاده از بندر چابهار، ایجاد کریدورهای جدید به سمت آسیای مرکزی و گفتگو برای همکاری با کشورهایی مانند هند و چین، گواهی بر این تحول است. افغانستان امروز، برخلاف گذشته، گزینههای متعددی پیش رو دارد و محصور در یک مسیر نیست.
از سوی دیگر، این سیاست به امنیت پاکستان نیز کمکی نکرده است. ایجاد نارضایتی اقتصادی در کشورپاکستان، بهویژه در میان قبایلی که زندگیشان به مبادلات تجاری گره خورده، آب به آسیاب ناامنی ریخته است. فقر و بیکاری ناشی از تعطیلی تجارت، زمینه را برای گسترش نفوذ گروههای تندرو فراهم میکند. بنابراین، رویکرد تقابلی پاکستان، دور باطلی را ایجاد کرده که هم اقتصاد را نابود میکند و هم امنیت را بیش از پیش تهدید مینماید.
سخنان این رهبر علمای پاکستان در واقع زنگ خطری برای سیاستگذاران کشورش است. ادامه مسیر فعلی که مبتنی بر دشمنتراشی بیرونی و بستن چشم بر روی واقعیتهای اقتصادی است، تنها باعث انزوای بیشتر و تشدید بحرانهای داخلی پاکستان خواهد شد. افغانستان، با ثبات داخلی و دیپلماسی فعال، در حال ترسیم نقشه جدیدی برای آینده خود در منطقه است. وقت آن است که پاکستان نیز از خواب غفلت بیدار شود و به جای سیاست مرزهای بسته و زبان تهدید، منطق همکاری، گفتگو و منافع مشترک اقتصادی را در پیش گیرد. آینده منطقه نه با دیوارکشی، بلکه با ساختن پلهای تجارت و اعتماد ساخته خواهد شد.
طنز تلخ مرزهای بسته ( تحلیل اداره تحقیقاتی عروج از سخنان مولانا فضل الرحمن رهبر جمعیت علمای پاکستان.)