نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
۴. عوامل پیدایش فمینیزم
ج. شرایط و فضای فکری مدرنیته
مدرنیته چارچوب تاریخی و تمدنی جدیدی برای دنیای غرب بود که با گسست از میراث دینی و فلسفی گذشته خود، شک و تردید مستمر در همه چیز را نهادینه کرد، حتی نگاه آن به دانش تجربی نگاهی سوداگرانه، موقتی و در معرض تغییر بود. انسان در مدرنیته خود به مرکزیت همه هست ها و ارزش ها تبدیل شد و مشروعیت بخش هر چیزی گردید. ارزش های لیبرالی از قبیل آزادی، تأکید بر فردگرایی و اقتصاد سرمایه داری مبنای نوینی در تعیین حقوق افراد ایجاد کرده و نهادهای اجتماعی را در معرض تغییری بنیادین قرار داد. بدون تردید، فضای فکری مدرنیته بسیاری از باورها و نقش های اجتماعی مربوط به زنان را در معرض تغییر قرار داد. آموزه هایی مثل حقوق بشر و تساوی افراد در انقلاب های فرانسه و آمریکا نمونه های خوبی از تأثیرگذاری ارزش های مدرنیته در نهضت فمینیزم را نشان می دهد (همان، 5 و 22). به همین دلیل، شرایط و فضای فکری مدرنیته، یکی از عوامل پیدایش نهضت فمینیزم محسوب می شود.
د. جنبش لغو برده داری
نخستین موج فمینیزم در حالی در نیمه دوم قرن نوزدهم (1920-1848م) شکل گرفت که در آمریکا جنبش الغاء برده داری در صدد کسب آزادی و حقوق بردگان بود و فعالیت زنان در این باره ویژگی مبارزه با برده داری را به خود گرفت؛ ولی طی مخالفت ها و محدودیت هایی به نخستین مسئله مربوط به آنان یعنی دفاع از حقوق زنان تبدیل شد (همان، 51-55). بنابراین در نخستین مرحله پیدایش فمینیزم در کشوری مثل آمریکا، زنان حتی شایسته دفاع از حقوق بردگان هم به حساب نمی آمدند. آنان علی رغم فعالیت خود در جنگ داخلی دهه هفتاد آمریکا، همچنان محروم از نقش سیاسی و اجتماعی بودند؛ لذا جنبش ضد برده داری را الهام بخش حرکت خود قرار دادند.