فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم

  1. امواج فمینیزم

‌ب. موج دوم فمینیزم
موج دوم فمینیزم از دهه ی 1960 به رهبری «سیمون دوبوار» فرانسوی شروع شد و با محوریت شعار «زنان بدون مردان» خواستار برابری کامل زن و مرد در تمامی زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بود. سیمون دوبوار با نوشتن کتاب «جنس دوم» (1949) تأثیر اصلی را در بر انگیختن این جریان داشت. در واقع منابع فوق‌الذکر کمك بزرگی بود تا تفکر این جنبش شکل تازه ای به خود بگیرد. موج دوم کسب حق رأی را کافی نمی دانست و بر این اعتقاد بود که دستیابی به حقوق سیاسی و قانونی، مسئله زنان را حل نکرده است. در واقع عقاید و استدلال فمینیزم ها به گونه فزاینده حالت افراطی و گاهی انقلابی را به خود گرفت؛ البته در این میان نباید از نقش بسیار مهم نظام سرمایه داری در شکل گیری این موج غافل شد.
مهم ترین ویژگی موج دوم خلق و نهادینه کردن ادبیات فمینیستی، تأکید بر نقد فرهنگی و ارائه نظریه های فرهنگی جدید است. در این مورد، تمام جنبه های شناختی و نمادین، از جمله زبان، برداشت ها و آگاهی های عمومی، فلسفه، هنر، علم، رفتارهای اجتماعی و حتی نوع پوشش، نقادی شد و تمامی این حوزه ها عرصه مبارزه فمینیستی قلمداد گردید (زیبایی نژاد و سبحانی، 1381: 17). موج دوم فمینیزم، به‌عنوان یك نظریه مطرح شد و با پیگیری مستمر آنان از اوائل دهه هفتاد، بر نامه زنان وارد ادبیات و متون دانشگاهی شد و به‌عنوان یک‌رشته خود را در سطح مجامعی آکادمیك مطرح کرد. طرف‌داران موج دوم تلاش داشتند تا با تحلیل وضعیت زنان، علل فرودستی، تبیین وضعیت آرمانی آنان و نیز راهبردهای خود را در قالب نظریه های عام جهان‌شمول ارائه دهند تا از این طریق به وضعیت آرمانی و مطلوب، نایل آیند (فریدمن، 1381).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *