نویسنده: محبوبی
در روزهایی پر برکت ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی خدا و استجابت دعا، آسمان ولایتهای شرقی افغانستان ناگهان با غرش جنگندههای پاکستانی شکافته شد. رژیم اسلامآباد در اقدامی نسنجیده و یکجانبه، دست به حملات هوایی در مناطقی از پکتيا و ننگرهار زد. این حملات حریم هوایی افغانستان را نقض کرد و خانهها و اماکن غیرنظامی را هدف قرار داد. گزارشها از شهادت دهها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان بیگناه، و نیز اصابت موشک به یک مدرسه دینی در منطقه برمل ولایت پکتیکا حکایت دارد. این اقدام شوم، پرسشی را مطرح میکند: آیا تجاوز به خاک یک کشور همسایه و کشتار غیرنظامیان در ماه مبارک رمضان را میتوان دفاع مشروع نامید؟
رژیم پاکستان کوشیده است این حملات را واکنشی به ناامنیهای داخلی خود، به ویژه حملات اخیر در اسلامآباد و مناطق قبایلی، جلوه دهد و مسئولیت آن را به حکومت افغانستان نسبت دهد. اما واقعیت آن است که رژیم نظامی پاکستان با این اقدام، در پی پنهانسازی ناکامیهای عمیق خود در عرصه امنیت داخلی و سرپوش نهادن بر شکافهای امنیتی گسترده درون مرزهای خویش است. سالهاست که ارتش و دستگاههای اطلاعاتی پاکستان با بحران هویت و مشروعیت روبهرو هستند و ناتوانی آنان در تأمین امنیت شهروندان خود، بهانهای شده برای فرافکنی و حمله به همسایه. سکوت تأملبرانگیز رژیم پاکستان در برابر فعالیت گروههای تروریستی دیگر و تمرکز یکجانبه بر افغانستان، این حقیقت را عیان میسازد که هدف اصلی، نه مبارزه با تروریسم، بلکه اعمال فشار بر افغانستان برای پوشاندن ناتوانیهای داخلی است.
در مقابل، امارت اسلامی افغانستان همواره خویشتنداری و تعهد خود را به صلح و ثبات منطقهای نشان داده است. مسئولان امارت اسلامی بارها از کانالهای دیپلماتیک و گفتگوهای دوجانبه برای حل و فصل مسائل استقبال کرده و بر ضرورت حل مشکلات از راه مسالمتآمیز تأکید ورزیدهاند. وزارت دفاع افغانستان بلافاصله پس از حملات، آن را «نقض آشکار حاکمیت ملی، قوانین بینالمللی، اصول حسن همجواری و ارزشهای اسلامی» خواند و تأکید کرد که هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی و مدارس، نشانگر کاستیهای اطلاعاتی و امنیتی ارتش پاکستان است. با این حال، صبر راهبردی افغانستان بیپاسخ نماند و هنگامی که تجاوزات ادامه یافت، حق دفاع مشروع برای حراست از خاک و ناموس کشور به اجرا درآمد.
عملیات تلافیجویانه نیروهای افغان که از ولایتهای مختلف کشور آغاز شد، پاسخی دقیق و هدفمند به مراکز نظامی پاکستان در آن سوی خط دیورند بود. این عملیات در حالی صورت گرفت که امارت اسلامی بارها تأکید کرده بود که حق پاسخگویی را برای خود محفوظ میدارد. رویکرد نیروهای افغان در این عملیات، مبتنی بر اصول انسانی و پرهیز از آسیب به غیرنظامیان بود. هدف، تنبیه متجاوز و دفاع از تمامیت ارضی بود، نه تکرار اشتباهات طرف مقابل. این پاسخ مشروع، پیام روشنی برای اسلامآباد داشت که افغانستان امروز، افغانستان ضعیف و وابسته دیروز نیست که هر تجاوزی را بیپاسخ بگذارد.
آنچه این بحران را عمیقتر ساخته، تلاش مذبوحانه رسانههای پاکستانی برای انحراف افکار عمومی از شکستهای داخلی به سمت افغانستانستیزی است. در حالی که مدارس و منازل افغانستان هدف موشکهای پاکستانی قرار میگرفت، مقامات اسلامآباد در نشستهای خبری خود، بیآنکه مدرکی ارائه دهند، افغانستان را به حضور گروههای خاص متهم میکردند. این دوگانگی رفتاری، ماهیت واقعی این حملات را آشکار میکند: پروژهای برای مشروعیتبخشی به یک ارتش ناکارآمد از طریق خونریزی در خاک همسایه.
تفاوت بنیادین رویکرد دو طرف در این بحران، کاملاً آشکار است. از یک سو، حملات بیضابطه پاکستان به مناطق مسکونی و غیرنظامیان در ماه رمضان که مصداق بارز نقض حاکمیت و حقوق بشر است. از سوی دیگر، پاسخ حسابشده و مشروع افغانستان در چارچوب دفاع از تمامیت ارضی. افغانستان همواره ثابت کرده که خواستار صلح و ثبات در منطقه است و هرگز آغازگر تنش نبوده، اما در عین حال، از حق مسلم خود برای دفاع در برابر هرگونه تجاوزی چشمپوشی نخواهد کرد.
امید آن میرود که جامعه بینالمللی با نگاهی منصفانه، این واقعیت را دریابد که صلح پایدار در منطقه، نه با بمباران خاک همسایگان و کشتار غیرنظامیان، بلکه با احترام به حاکمیت کشورها و گفتگوهای سازنده محقق میشود. رژیم پاکستان باید بداند که ادامه این مسیر نه تنها ناکامیهای داخلیاش را پنهان نخواهد کرد، بلکه آتش بیثباتی را به درون مرزهای خود نیز خواهد کشاند. افغانستان، با اتکا به نیروهای مؤمن و مجاهد خود، همواره آماده دفاع از کیان کشور بوده و هرگونه تجاوز را با پاسخی کوبنده و مشروع روبهرو خواهد ساخت.