فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم

  1. گرایش های فمینیزم

‌أ. فمینیزم رادیکال: طرف‌داران «فمینیزم رادیکال» بر این باورند که هیچ حوزه ای از جامعه، از تبیین مردانه بر کنار نیست، در نتیجه باید در هر جنبه ای از زندگی زن که طبیعی تلقی می‌شود، تردید کرد و برای انجام کارها شیوه های جدیدی یافت. آنان به سه مسئله اساسی در دیدگاه خود تأکید دارند:
۱- ارتباط میان سیاست های فمینیستی و رفتار جنسی فردی: آیا زنان حتماً باید با مردان زندگی کنند یا می‌توانند جدا از آن‌ها باشند؟
۲- آیا تفاوت جنسی زنان و مردان منشأ زیستی و طبیعی دارد یا اجتماعی است؟
۳- کدام رویکرد باید مورد توجه قرار گیرد؛ کناره گیری از اجتماع یا دگرگون کردن اوضاع؟
بیشتر فمینیست های رادیکال، این دیدگاه را که فرودستی زنان به فرودستی زیستی آنان مربوط می‌شود، نمی‌ذیرند. آن‌ها بر این باورند که زن مقصر نیست، بلکه مشکل از زیست‌شناسی مردانه است. مردان به طور طبیعی خشن اند و از خشونت خود برای سلطه بر زنان بهره می‌گیرند (منصورنژاد، 1381: 259).
‌ب. فمینیزم لیبرال
فمینیست های لیبرال نبودن فرصت های برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر زنان می دانند و تلاش می‌کنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه به بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه دست بزنند، موقعیت زنان را بهبود بخشند. در نظر این گروه، جنس، تعیین کننده حقوق فرد نیست و سرشت زنانه و مردانه کاملاً یکسان است. آنچه وجود دارد، انسان است نه جنس؛ بنابراین، جامعه‌ای مطلوب است که در آن تضاد زیادی میان ویژگی های زنانه وجود نداشته باشد.
از نگاه فمینیست های لیبرال «نقش جنسیتی» محصول روابط اجتماعی در طول تاریخ است، نه هدیه و امانتی طبیعی و غیر قابل تخلف. آن‌ها معتقدند در ابتدای زندگی بشری، مادرسالاری حاکم بوده است و پدرسالاری واقعیتی تلخ است که به‌تدریج بر جوامع بشری تحمیل شده است (قهرمانی، 1376: 86).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *