تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
نیرنگهای یهود در نفوذ تدریجی و پنهانی به مراکز قدرت
ادامه:
وضعیت عراق برهمین منوال از فساد و ظلم ادامه یافت، تا این که امور عراق را یکی از والیان مغول «قطلغ شاه» در سال ٦٨٦ هجری به عهده گرفت. پس وضعیت مردمی را که در مشکلات و سختی به سر می بردند، به سبب ستمی که از این یهودی -که بروزارتخانه ی عراق نظارت داشت- به آنان می رسید، مشاهده کرد و از پادشاه مغول أرغون نوهی هلاکو خواست که او را از کارش برکنار کند، پس برکنارش کرد و او را از بغداد بیرون راند. ولی این یهودی (سعدالوله) به أردو (جایی که پادشاه مغول اقامت داشت) رفت و کوشید که او نزدیک شود و نزد او چاپلوسی میکرد و رفتاری منافقانه داشت تا این که با او خلوت کرد و با او سخن گفت، در نتیجه اعتمادش را جلب کرد و او را به بغداد برگرداند. هنگامی که به بغداد رسید، نیرنگ های خودرا برضد والی مغولی اش قطلغ شاه شروع کرد، از جهتی خود را به مردم نزدیک میکرد و از جهت دیگر اعتماد پادشاه به والیاش را از بین میبرد. در نتیجه سعدالدوله به پادشاه ارغون نامه نوشت و به او گفت قطلغ شاه بر مردم مالیاتی فرض کرده، که مردم از پرداختش عاجزند و همه از او به تنگ آمده اند، پس پادشاه دستوری به والیاش فرستاد که مالیاتی که بر مردم مقرر کرده بردارد. بنابراین، مردم به سبب این کارنیکویی که این یهودی به منظور مکر و حیله انجام داد، راحت شدند پیوسته شکلهای حیله را عوض میکرد تا کار و مقام سابقش یعنی نظارت بر وزارتخانهی عراق را دوباره به دست آورد.