نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
۹. پیامدهای فمینیزم
ز. ایجاد ناسازگاری میان زن و مرد
گرایش هایی چون فمینیزم رادیکال، با تلاش براي از بین بردن ساختار تمایز و تفاوت جنسی، قصد دارد تفاوت میان دو جنس را در عرصه قانون، اشتغال، روابط شخصی و تصورات درونی برجسته کند. توجه نکردن به تفاوت ها و کامل کنندگی این دو جنس براي هم موجب شده است که فمینیست ها تصویري جنسی از مرد عرضه کنند و در صدد مقابله براي بازستاندن حقوق تاریخی از دست رفته زنان برآیند. در مقابل، مردان هم به چنین حرکتی دست می زنند.
بحث تفاوت هاي ساختاري زن و مرد، سابقه اي ۲۴۰۰ساله دارد. در نگاه اندیشمندانی چون افلاطون، تفاوت موجود در نیروهاي جسمی، روحی و عقلی زنان، کمّی است و هر دو جنس استعدادهاي مشابهی دارند؛ برخلاف وي شاگردش، ارسطو، استعدادهاي زن و مرد را متفاوت دانسته، تفاوت وظایف محوله به آن ها از طرف قانون و حقوق آن ها را در قسمت هاي زیادي، اصولی می داند. روانشناس مشهوري چون «ریک» نیز که سال هاي طولانی به پژوهش درباره زن و مرد پرداخته، می گوید:
«دنیاي مرد و زن به کلی فرق می کند… جسم هاي متفاوت دارند… احساس این دو هیچ وقت مثل هم نخواهد بود… بنا به مقتضیات جنسی رسمی خود، به طور متفاوت عمل میکنند… می توانند مکمل یکدیگر باشند، ولی هیچ گاه یکی نمی شوند و به همین دلیل است که می توانند با هم زندگی کنند» (غفاری نوین، 1388: 134).
دکتر «الکسیس کارل» فیزیولوژیست، جراح و زیست شناس مشهور فرانسوی، نیز به این نکته اساسی و هم چنین اشاره نموده است: «متخصصین تعلیم و تربیت باید اختلاف عضوی و روانی جنس مرد و زن و وظایف طبیعی ایشان را در نظر داشته باشند و توجه به این نکته اساسی در بنای آینده تمدن ما حائز اهمیت است» (همان).
تفاوت هاي تکوینی زن و مرد و فطري بودن آن را که ریشه در آفرینش بشر دارد، عقل، وجدان عمومی و پژوهش هاي علمی روانشناسی تأیید کرده است، اما میزان تأثیر آن ها را با درك بشري نمی توانیم، دریابیم تا بر اساس آن قوانین عادلانه و متناسب وضع کنیم، پس ناگزیر از مراجعه به وحی الهی هستیم.