تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به مثابهی یک نظرگاه تفسیر کنندهی جهان
ادراک گرایی
ارتباط میان این دو مرتبه با واقعیت در ماهیت خود، ادراک گرایانه است که در نزد انسان به میزان فهم ارتباط پیدا میکند به طوری که فهم به عنوان ابزار معرفت و پناه آن، همهی کارکردهای معرفت نظیر حافظه، تخیّل، اندیشه، ملاحظه، حدس، شمول، و … را در بر میگیرد. این موهبت چنان قدرتی دارد که در صورتی که بیان اراده با کلمات و سخنانی مستقیم از جانب خداوند به انسان باشد یا زمانی که اراده الهی از طریق ملاحظهی آفریدگان تجلی کند، ارادهی خداوند را با یکی از این دو طریق یا هر دو، درک میکند.
غایت گرایی
ماهیت هستی، غایت گرایانه است؛ یعنی دارای غایتی است و در خدمت غایت آفریدگار خویش است و این کار را آگاهانه انجام میدهد؛ چرا که جهان به صورت بیهوده و بازیچه آفریده نشده است. این کار هستی، صُدفهای عارضی نیست؛ چرا که جهان در کاملترین شکل آفریده شده است و هر آنچه که وجود دارد، به اندازه ای ایجاد شده است که با آن تناسب دارد و غایتِ کَونی معینی را ادا میکند.
عالَم در حقیقت یک «کَون»، یعنی آفریدهی دارای نظام است نه هرج و مرج و ارادهی آفریدگار، همواره در آن تحقق مییابد و نظامهای آن نیز ضرورت قانون طبیعی را عملی میسازند؛ زیرا این نظامها در درون مایه و لابه لای ماهیت خود اشیاء وجود دارند و هیچ مخلوقی غیر از انسان وجود ندارد که به طریقی غیر از آنچه که خداوند برای وی مقدّر ساخته است عمل کند یا به وجود بیاید.