نویسنده: محبوبی
فصل نهم: اومانیزم
۵. قلمرو اومانیزم
اومانیزم بهعنوان یک جنبش فکری و فرهنگی، حوزههای گستردهای از فعالیتهای انسانی را در بر میگیرد و در طول تاریخ تأثیرات عمیقی بر فلسفه، ادبیات، هنر، تعلیم، سیاست و حتی علوم داشته است. این مکتب با محوریت انسان و ارزشهای انسانی، بهجای تمرکز بر مفاهیم متافیزیکی یا دینی، بر عقل، خلاقیت، آزادی و کرامت انسان تأکید میکند. در ادامه به حوزههای اصلی کارکرد و قلمرو اومانیزم بهصورت مختصر پرداخته میشود.
أ. فلسفه و اندیشه
اومانیزم در فلسفه، انسان را بهعنوان موجودی عقلانی و آزاد در مرکز توجه قرار میدهد. این مکتب بر توانایی انسان برای درک جهان و بهبود شرایط زندگی از طریق خرد و دانش تأکید میکند. فیلسوفان اومانیست، بهویژه در دوره رنسانس، انسان را موجودی توانمند و دارای اختیار معرفی کردند که میتواند به کمال و تعالی برسد. اومانیزم همچنین به نقد نظامهای فکری که انسان را تحت سلطه قدرتهای ماوراءالطبیعه یا جبرگرایی قرار میدهند، پرداخته است. به عبارت دیگر، اومانیستها معتقد بودند که انسان باید خود را از قید و بندهای فکری و اعتقادی رها کند و بهجای تکیه بر نیروهای خارجی، بر تواناییهای خود تکیه نماید.