نویسنده: احمدی هروی
بخش هفتم
الله (جلجلاله) در آیات ذیل میفرماید:
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ» “و همانا انسان را از عصارهای از گل آفریدیم” (مومنون،۱۲). «خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ» “انسان را از گل خشکیدهای همچون سفال آفرید.” (الرحمن، ۱۴).
آیات مبارکۀ فوق نشان میدهد که سرشت خلقت انسان از خاک است و پروردگار عالمیان از روح خود در وی دمید تا سرشت آفرینش انسان تکمیل گردد. هر چند انسان از خاک آفریده شده ولی علیرغم خاکی بودنش، با عنایت به اوصاف و کمالات منحصر بفردی از قبیل نعمت عقل، نعمت روح، نعمت فطرت، نعمت اخلاق که الله متعال در وجودش قرار داده است، می تواند به اوج تعالی نایل گردد.
به عبارت گویا تر، اگر انسان تقدس و درجۀ وحیانی جوهرۀ وجودی خود را درک کند، میتواند از عالم خاک به عالم افلاک عروج نماید. اوصاف منفی از قبیل غرور، تکبر، خودبینی، تجاهل فکری و اعتقادی و سایر موارد مشابه را در این قلمرو، راهی نیست؛ زیرا اوصاف نامتعارف متذکره، آیینۀ وجودی انسان که همانا “قلب” و “روان” وی میباشد، به غبار معصیت آلوده ساخته و در نتیجه، این دو عنصر ارزشمند به مأمن و کاشانۀ اوهام و افکار سخیف تبدیل میگردد.
الله متعال سرشت انسان را خاک قرار داد تا فروتنی و افتادگی را به او بیاموزد؛ روح خود را در وی دمید تا افق های بلند را بجوید؛ به وی نعمت عقل را عطاء کرد تا بیندیشد؛ به او اختیار بخشید تا میان فرود آمدن و اوج گرفتن، مسیر خود را خودش انتخاب کند.