تألیف: دوکتور عبدالباقی حقانی
فصل اول: خلافت و سیاست اسلامی
الفاظ مترادف خليفه
از مستخلف (کسی که به حیث جانشین تعیین گردیده) به سه ۳ لفظ: خلیفه، امام واميرالمؤمنين تعبیر میشود، البته این تعبیر به الفاظ سه گانه منحصر نیست و میشود که از آن به لفظ سلطان، رئیس، سید و زعیم نیز تعبیر شود.
علما به سه لفظ اولی تصریح نمودهاند، اما الفاظ دیگر نیز از نصوص ظاهر میشود.
امام نووی رحمه الله مینویسد:
«يجوز أن يقال للإمام: الخليفة والإمام وأمير المؤمنين».
جایز است که به امام، خلیفه، امام و امیرالمؤمنین گفته شود.
علامه ابن خلدون رحمه الله مینویسد:
«إذ قدبينا حقيقة هذا المنصب وأنه نيابة عن صاحب الشريعة في حفظ الدين وسياسة الدنيا به تسمى خلافة وإمامة والقائم به خليفة وإمام».
زمانی که حقیقت این منصب را واضح نمودیم که در نگهداری دین از صاحب شریعت نیابت نمودن است و سیاست دنیا توسط همین منصب را خلافت و امامت میگویند و کسی که این منصب را بدوش دارد خلیفه و امام گفته میشود.
الله متعال فرموده است:
«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ» (سوره ص آیه ۲۶)
ترجمه: ای داود هر آئینه ما ساختیم ترا نایب (خلیفه) در زمین.
رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده است:
«من أكرم سلطان الله تبارك وتعالى في الدنيا أكرمه الله يوم القيمة». کسی که خلیفه الله تعالی و پادشاه عادل را در دنیا عزت و احترام کند، الله عزوجل او را در روز قیامت اکرام و عزت میبخشد.
همچنین رسول الله صلى اللَّه عليه وسلم فرموده است:
«من كره من أميره شيئاً فليصبر»
کسی که یک کار ناشایسته را از امیرش ببیند، پس باید صبر کند.