تألیف: علی محمد جریشه و محمد شریف الزیبق
تغییر سیاسی و اجتماعی در مناطق اسلامی
تغییر سیاسی
زمانی که صلیب غربی بالای شرق اسلامی مسلط شد، تغییر سیاسی لازم را در آن به وجود آورد تا حاکمیت خود را پایدار سازد. در سال ۱۳۲۲ هجری قمری (۱۹۰۴م) در بین فرانسه و انگلیس پیمانی منعقد شده بود تا کشورهای اسلامی را از خلافت اسلامی جدا کند و کار دیگر آنان پخش قوم گرایی بود. مثل مخالفت قوم تورانی یا تورانیزم در ترکیه و در بین عربیت کشورهای عربی؛ به حدی که تحت قیادت نصاری مسلمانان به نام قوم و آزادی کشته شدند و همین دعوت خبیث با سیکولاریزم پیوست بود، یعنی جدایی دین از سیاست و برای این هدف احزاب زیادی با هم وابسته بودند. به عنوان مثال، حزب اتحاد و ترقی ترکیه که قیادت و رهبری آن به دست یهود بود. بر اساس پلانی که دشمنان اسلام از قبل آن را ساخته بودند، زمانی که آنها در مورد شرق اسلامی نظر میدادند جلسات متعددی را انجام دادند. در قدم اول در مورد این موضوع بحث شد که در وحله اول قیادت اسلامی را از ترکیه قطع میکنیم و زمانی که بر این سخن موافق شدند؛ در مورد این موضوع بحث شد که چطور میتوانیم کشورهای اسلامی را از خلافت اسلامی جدا کنیم و بعداً چطور میتوانیم خلافت اسلامی را از بین ببریم؛ یعنی در قدم اول دست مسلمانان را از اروپا کوتاه میکنیم و بعداً حاکمیت خلافت اسلامی را از کشورهای اسلامی
جدا نموده و بعداً خود خلافت را از بین میبریم.
اشتباهی که از بزرگان ترکیه سر زده بود، این بود که آنها کار را به مردم نااهل میسپردند، در دین واحد تفرقه را ایجاد میکردند که ترکها را نسبت به مردم دیگر برتر میدانستند، در حالی که باید از این امور منصرف میشدند. مطمئنا که خلافت سایه اتحاد و اتفاق مسلمانان میباشد که دشمنان خداوند و مسلمانان از آن هراس دارند.