نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
زمینهی تاریخی افغانستان
به گفتهی ظاهر طنین: کمتر کشوری میتوان یافت که تاریخ آن همانند افغانستان بهمثابهی یک کشوری با محدودهی جغرافیای کوچک، جنگزده و فقیر با جریان یک دسته از تحولات تاریخی جهان گره خورده باشد. سرزمینی که امروز از آن به نام افغانستان یاد میشود، با کوهستانهای صعبالعبور و زمینی ناهموار، نه تنها تمدنهای تاریخی را به خود مجذوب ساخته است، بلکه در تاریخ معاصر بر دو روند عمدهی تاریخی یعنی رقابت دو امپراتوری بزرگ سدهی نوزدهم میلادی و پایان جنگ سرد اثر چشمگیری داشته است. افغانستان در طول سدهی نوزدهم میلادی (سدهی چهاردهم هجری) شاهد بروز چندین تغییر و تحول بنیادی در نظامهای سیاسی این کشور بوده است. قابل به ذکر است که افغانستان این اهمیت استراتژیک را تا حدود زیادی مدیون موقعیت جغرافیایی خود است. در این سرزمین در حقیقت نقطهی اتصال آسیای میانه، غرب و جنوب آسیا، مرز و حایل میان قدرتهای محاط به خشکی و اقیانوسیه و آوردگاه قدرتهای مخالف قویتر از آن در منطقه بوده است.
اگر سرزمینی که اکنون از آن به نام افغانستان یاد میشود، روزگاری برای اسکندر مقدونی یا مهاجمان مغول گذرگاهی برای رسیدن به فتح هند محسوب میشده است، این سرزمین در سدهی نوزدهم میلادی تنها مرز و حایلی بود که منطقهی نفوذ دو امپراتوری بزرگ بریتانیا و روسیه را از هم جدا میکرد و در سدهی بیستم نیز منبع نگرانی و مشاجره میان دو ابرقدرت جدید یعنی شوروی و آمریکا بود که برای تقویت و گسترش نفوذ خود در آسیای میانه و جنوب آسیا تلاش میکردند. افغانستان اما به دلیل داشتن این موقعیت استراتژیک، بهای بزرگی پرداخت و بارها مورد تهاجم، تجاوز و تاختوتاز بیگانگان قرار گرفت.