فهرست بستن

فریادهای خاموش

نویسنده: محبوبی

فصل سوم: وضعیت اسفناک زندانیان
روایاتی تکان‌دهنده از شکنجه‌گاه بگرام
روایت «حقایق ناگفته» دکتر موسوی
ادامه

  1. بی‌خوابی اجباری پانزده شبانه روز همراه با پخش موزیک با صدای بلند.
    از جمله شکنجه‌های دردناکی که بر وی در زندان بگرام روا داشتند، بی‌خوابی 15 شبانه روز با پخش موزیک بلند بوده که حتی اجازه نشستن را هم نداشته است. وی با بیان این که 2 بلندگو با صدای بلند موزیک پخش می‌کردند، اضافه می‌کند که: «این صدا در تمام شبانه روز روشن بود و کوچک‌ترین بی‌احتیاطی و نافرمانی شکنجه جدیدی را در پی داشت، اما بی‌خوابی مرحله‌ی ابتدایی و کوچکی از شکنجه در بگرام بود. نوع دیگری از شکنجه که بعد از بی‌خوابی به اجرا گذاشتند، آویختن با زنجیر بود. آمریکایی‌ها ما را طوری آویزان می‌کردند که تنها نوک پای ما با زمین تماس داشت و دست‌های ما نیز با زنجیر به سقف بسته شده بود. این وضعیت بسیار دردناک بود؛ زیرا دستان ما تحمل تمام وزن بدن را نداشت و از سوی دیگر پاهای ما نیز به زمین نمی‌رسید تا برای لحظه‌ای خستگی دست‌ها برطرف شود. زمانی که زندانیان را به این حالت آویزان می‌کردند، نظامیان آمریکایی با لگد و مشت به شکم آن‌ها می‌کوبیدند که با این روش چند تن از زندانیان جان خود را از دست دادند که یادم می‌آید یکی از آن‌ها ساکن ولایت ارزگان بود و دیگری از جلال‌آباد» (همان).
  2. شکنجه‌ی زندانیان به شیوه‌های مخصوص پزشکی.
    به روایت موسوی، یکی از انواع دردناک شکنجه‌های زندان بگرام، استفاده از روش پزشکی بوده که زندانی را بر اثر درد از پا در می‌آورد؛ اما اثر شکنجه بر بدن آن باقی نمی‌ماند. وی به این باور است که داکتران مخصوص شکنجه در زندان بگرام حضور داشتند و نظامیان آمریکایی نیز در این زمینه تعلیم دیده‌اند. وی با بیان این که آمریکایی‌ها از روش‌های پزشکی برای شکنجه استفاده می‌کردند، چنین روایت می‌کند: «من داکتر هستم، و نظامیان آمریکایی چنان مسائل ریز پزشکی را در هنگام شکنجه در نظر داشتند که زندانی از درد بی‌هوش می‌شد، اما علائم شکنجه باقی نمی‌ماند. از روش شکنجه آنان مشخص بود که آن‌ها داکتر مخصوص این کار را در اختیار دارند، زیرا به جز داکتر کسی دیگری آن نقاط حساس بدن را نمی‌شناسد. تعداد زیادی از زندانیان به من گفتند که بر اثر شکنجه مردانگی خود را از دست داده‌اند. نظامیان آمریکایی برای شکنجه از روش‌های علمی استفاده می‌کردند و در این بخش آموزش‌دیده بودند» (همان).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *