ترتیبکننده: کرار
فصل ششم
شاهرگ حیات جاهلیت
ثروت دوستی و احتکار سرمایهها در صنعت و تولید باعث شد تجـار غربـی بـه رقابت بپردازند و با کالاهای خود شرق را تاراج نمایند و خونش را بمکند، لذا توفیق آنها در این کار بخاطر زرنگی و ذکاوت نبـود، بلکـه تنهـا ناشـی از آن میشـد کـه حرص ورزی در آدم محدودیت ندارد، بدینسان آنها به رقابت در تولید شیکتـرین و مرغوبترین وسایل زندگی پرداختند و بعد هم تولیـدات خـود را بـه شـرق سـرازیر نمودند و برای ترویج آنها از هوس و ادبیات و فلسفه و سیاست کمـک گرفتنـد و از سادگی و هوچیگری و هیاهو دوستی شرقیها استفاده کردند، در نتیجه طولی نکشید که این وسایل مرغوب و لوکس جزو اصول و لوازم زندگی در شرق گردیدند، آنگونـه کـه اگـر کسـی از آنهـا اسـتفاده نمیکـرد، آدم بـه حسـاب نمیآمـد و در جامعـه نمیتوانست با دیگران روابط متعارف داشته باشد، غربیها زمام شـرق را در دسـت گرفتند و از راه دین و آخرت و همه چیز به غیر از خودشـان، منحـرف سـاختند و بـا فعالیت و تلاشی بیامان نتوانستند, شر مال دوسـتی را در وجـودش احیـاء بکننـد و زندگی را برایش تبدیل به دوزخی نمایند که جز با تغذیۀ مستمر، اشباع نمیگردد. البته شرق جز با گذشتن از پلـی از مشـکلات و مصـائب و از راهـی پـر از خـار و خاشاک نمیتواند به این تولیدات و شرایط زندگی دست یابد، تـازه هنـوز کـه بـه ایـن تولیدات جدید نائل نشده، اینها از مد میافتند و غرب با انواع جدیـدتری از تولیـدات و مصنوعات او را مورد هجوم قرار میدهد و شرق تا بخواهد سرمایه لازم را حـال چـه مشروع و چه نامشروع برای خرید آنها بدست بیاورد، غرب مدها و مـدلهای جدیـد خود را در جامعه سرازیر کرده اسـت، بدینسـان شـرق همـواره در مشـقت و گروگـان مصنوعات و صادرات غربی است و زندگیاش با جانکندن سپری میشود.