ترتیبکننده: کرار
فصل هفتم
نابسامانی ایمان و اخلاق
به عبارت دیگر فاسد، فاسد است اما وقتی فاسـد بـا فاسد گرد هم آیند، صالح میشوند! چنانکه منطق اروپـا میگویـد: دزد، دزد اسـت ولی اگر دزدها گرد هم آیند، پاسبان شهر میشوند!!. گرگ، گـرگ اسـت ولـی وقتـی گرگها بهم بپیوندند، چوپـان میشـوند! شـعلۀ آتـش، خانـه را میسـوزاند امـا اگـر شعلههای آتش را باهم جمع کنند، سردی و سلامت میشوند!!. میدانید این واقعا یک حرف مضـحک و خندهدار اسـت ولـی آیـا در مدرسـه، و حکومت و دادگاهها بر این اساس عمل نمیشود؟ حکومـت قضـات و نظامیهـا از کجا آمدهاند؟ آیا اکثر آنها از همین افراد فاسد و ناصالح نیستند؟ پـس چگونـه ایـن افراد مجرم میتوانند به مجموعهای صالح و با شخصیت و با اخلاق تبـدیل شـوند؟ اما مع الاسف تمام جهان این منطق را حتی در سطوح علمی پذیرفتهاند. اگر این کارگردانان شکم گنـدۀ شـهرها و دانشـگاهها و مؤسسـات علمـی و ایـن حکام، در دوران اولیه اسلام بودند، دست کم طرد میشـدند و یـا روانـۀ زندانشـان میکردند و حتی استحقاق پیدا کـردن شـغل کـوچکی را در جامعـه نداشـتند، ولـی اکنون این منطق چنان افکار را مورد هجوم قرار داده است که اگـر کسـی بخواهـد از مسئلۀ فردیت دفاع کند، به مرتجع بودن محکوم میشود.