نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: گفتار اول: ادامه اهداف تهاجم نظامی بر افشار
نیروهای مسعود بعد از اشغال قرارگاه حزب وحدت که در آن ذخایر عظیمی اسلحه، مهمات، اسناد سیاسی و تبلیغاتی فراوانی وجود داشت، به سرکوب متباقی نیروهای آنان که در عمارتهای آکادمی پولیس، پرورشگاه وطن، اطراف افشار و مرکز تعلیمی امنیت دولتی که به جنگ و مقاومت ادامه داده بودند و پوستههای که در مسیر جادۀ عمومی (باغ بالا قرغه) از مدتها قبل در کنترل حزب وحدت بوده و اکمالات و حرکت فرقه مقیم قرغه را به چالش کشیده بود، پرداختند. بهاینترتیب روز اول جنگ به پایان رسید.
جنگ و درگیریها از اوایل شب میان نیروهای متخاصم بهشدت آغاز یافته بود؛ اما نیروهای تحت فرمان احمدشاه مسعود و سیاف در شب دوم از واردشدن به داخل ساحۀ رهایشی مردم که در افشار هنوز مقاومت ادامه داشت احتراز نموده بودند. ازاینرو افشار بازهم یکبار دیگر هدف آتشباریهای اسلحۀ ثقیل قرار گرفته، حجم گسترده حملات توپخانهای شبانه بخصوص از بام آسمائی، تیغههای (تپۀ رادار)، ساحهی کمپنی و قرغه در طول شب ادامه داشت.
در این شب وضع وحشتناکی پیشآمده بود؛ بقایای شهروندان نیمجان افشار که تحت آتشباری شدید ثقیله قرار گرفته بودند، خواستند با استفاده از تاریکیهای شب از خانه¬های خود بیرونآمده و به هر سو فرار نمایند، اما هدف آتشباریها قرار گرفته، دستهدسته در کوچهها و سرکها کشته شدند. آنهایی که در خانههای خود باقیمانده بودند نیز بهشدت تلفات داده بودند. این حملات توپخانهای، افراد حزب وحدت را نیز از پا انداخته بود و آنها با استفاده از تاریکیهای شب ساحه را ترک کرده، به خوشحال مینه عقبنشینی نمودند. بدین ترتیب اوضاع برای دخول قوتهای مهاجم (مسعود و سیاف) به افشار که تعدادشان در حدود دو هزار نفر تخمین زده میشدند، مساعد گردید.
رد پای کمونیزم