فهرست بستن

فقیـه عـراق

تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستان‌هایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمه‌الله
وصیت و قضاوت امام
شخصی مردی را وصی فرزند خویش ساخت و به او کیسه‌ای سپرد که حاوی يك هزار دینار بود و آن‌گاه به وی گفت: چون فرزندم بزرگ شد آن‌چه دوست داشتی، به وی بده!
پس چون فرزند وی بزرگ شد آن مرد کیسه‌ی خالی را آورد و به وی داد. فرزند آن مرد به ناچار نزد امام ابوحنیفه آمد و ماجرا را بازگو نمود.
امام وصی را فراخواند و گفت کیسه‌ی خالی را بگیر و آن هزار دینار را به وی بده.
مرد گفت: از چه روی؟
امام فرمود از آن رو که وصیت کننده به تو گفت آن‌چه را دوست داشتی به وی ده و اکنون آن‌چه را که دوست داشته‌ای نزد خودت نگاه داشته‌ای؛ زیرا غالباً انسان آن‌چه را که دوست دارد برای خودش نگاه می‌دارد و آن‌چه را که دوست ندارد، به دیگران می‌دهد.

انگیزه فراگیری علم
امام ابوحنیفه در مورد انگیزه گرایش خود به علوم دینی گفته است: روزی بر شعبی گذر نمودم؛ مرا فرا خواند و گفت: با چه کسی رفت و آمد داری؟ گفتم فلانی.
گفت: منظورم بازار نیست بلکه هدفم رفت و آمد نزد علما است.
من گفتم: نزد علما کم‌تر رفت و آمد می‌کنم او گفت این‌گونه مباش بر تو است که به فراگیری علم و همنشینی با علما جدیت نمایی؛ زیرا من در تو هوشمندی و شایستگی خاصی احساس می‌کنم. این سخن شعبی در قلبم تأثیر عمیقی نهاد و از آن پس رفت و آمد بازار را رها کرده شروع به آموختن علم و دانش نمودم، تا سرانجام خداوند توفیقات بیشتری در این مورد به من عنایت کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *