فهرست بستن

فقیـه عـراق

تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستان‌هایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمه‌الله
مناظره با حُسن نیت
روزی امام ابوحنیفه الله پسرش حماد که بعداً قاضی فاضل و عابدی پارسا گردید را در حال مناظره در علم کلام دید و او را از این کار منع نمود. حماد گفت: تو خودت در علم کلام مناظره می‌نمایی و ما را از آن باز می‌داری؟ امام ابوحنیفه فرمود: ما چنان مناظره می‌نمودیم که گویا بر بالای سرمان پرنده‌ای قرار دارد که مبادا پای رفیق‌مان بلغزد اما شما مناظره می‌کنید در حالی که قصد دارید که پای رفیق‌تان بلغزد و هر که بخواهد که پای رفیقش بلغزد خواسته است که رفیقش کافر شود و هر که بخواهد که رفیقش کافر شود، خودش قبل از او کافر گردیده است.

پرهیزگاری
زنی به نزد امام ابوحنیفه آمد و گفت من شخصی ضعیف هستم، این پارچه را به همان قیمتی که بر تو تمام شده به من بده امام فرمود: به چهار درهم آن را بردار.
او گفت مرا که پیرزنی هستم مسخره نکن فرمود: من دو پارچه خریدم که یکی از آن دو را به قیمت چهار درهم کمتر رأس المال فروختم پس این پارچه بر من چهار درهم تمام شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *