تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
اساتید معتمد
روزی امام ابوحنیفه به نزد منصور خلیفهی عباسی رفت ،در حالیکه عیسی بن موسی به نزد او نشسته بود او به منصور گفت: ای امیرالمؤمنین! این شخص امروز عالم و دانشمند دنیاست.
منصور گفت: نعمان علم و دانش را از چه کسی فرا گرفتهای؟ فرمود: از یاران حضرت عمر که از عمر آموخته بودند و از یاران حضرت علی که آنها نیز از علی آموخته بودند و از یاران عبدالله بن مسعود که آنها نیز از عبدالله فرا گرفته بودند و در زمان عبدالله بن مسعود در روی زمین کسی از او داناتر نبود.
منصور گفت: افراد معتمدی را برای خود انتخاب نمودهای!
امام ابوحنیفه و امام اوزاعی
امام ابوحنیفه در مکه مکرمه با امام اوزاعی و مکحول شامی که در شام به امام المذهب معروف بودند آشنا شد و سند حدیث را از آنان کسب نمود و این زمانی بود که تیزهوشی و اجتهاد امام ابوحنیفه در اقصی نقاط عالم مشهور شده بود، حتی که اهل ظاهر ایشان را به اهل قیاس مشهور کرده بودند.
در همین ایام عبدالله بن مبارك كه شاگرد برجستهی امام ابوحنیفه بود، به بیروت میرود تا فن حدیث را از امام اوزاعی به پایهی تکمیل برساند. در اولین دیدار امام اوزاعی از ایشان پرسید ابوحنیفه کیست که در دین سخنان تازهای ایجاد کرده است؟
عبدالله بن مبارك در جواب ایشان چیزی نگفت و به خانه برگشت و بعد از دو سه روز با تعدادی جزوه به محضر امام اوزاعی رسید. امام اوزاعی جزوات را از دست ایشان گرفت و شروع به مطالعهی آنها کرد. در ابتدا نوشته شده بود: قال نعمان بن ثابت. امام اوزاعی بعد از مطالعهی این جزوات و دقت در آن پرسید نعمان کیست؟ عبدالله جواب داد: ایشان شیخ من در عراق است که در صحبت ایشان بودهام. اوزاعی فرمود: ایشان دانشمند بزرگی است عبدالله بن مبارك گفت: این شیخ، همان ابوحنیفه است که شما آنرا مبتدع میگویید. این بود که امام اوزاعی بر اشتباه خود اظهار تأسف نمود. ایشان در ایام حج به مکه رفت و با امام ابوحنیفه ملاقات و در مورد بسیاری از مسایل تبادل نظر کرد. عبدالله بن مبارک در آن مجلس حضور داشت میفرماید: امام ابوحنیفه چنان سخنانی را ایراد فرمود که امام اوزاعی متحیر گشت و بعد از رفتن ایشان، به من گفت: این شخص بنا بر کمالات وصف ناپذیرش مورد حسد مردم واقع شده است. بدون شک بدگمانی من اشتباه بوده و من تأسف میخورم.