نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: بحران هویت ملی
ادامه
بحران هویت فرهنگی که ناشی از اخلال در کارکرد نهاد فرهنگی جامعه و نیروهای متخصص فرهنگی میباشد، میتوانند منجر به تغییر ارزشها و گسست ارزشی شده و جامعه را چندقطبی و پراکنده نماید. تغییر گروههای که نقش مهمی در ایجاد و شکل گیری این بحران دارند عبارتاند از علما دینی و قشر تحصیلکرده در پوهنتون که از جمله مهمترین گروههای فکری و نخبهی جامعه ما محسوب میشوند که هر نوع اخلال در کارکرد آنها میتواند خطرات گستردهای را در سطح جامعه ایجاد کند. متأسفانه با وجود موج گستردهای از جمعیت جوان، کشور شاهد نارساییهایی در کار هر دو نهاد فوق هستیم که مسئله مهاجرت نخبگان، متخصصان و تحصیل کردگان به خارج از کشور نیز به این مسئله دامن زده است. گرچه نقش جهانی شدن و رسانههای فراملی و موج عملیات روانی گسترده دشمنان نظام اسلامی علیه ارزشهای کشور و جامعه را نمیتوان به عنوان عامل خارجی نادیده انگاشت. به نظر میرسد تغییر و تحول منفی گروههای تحصیلکرده از علما و دانشمندان از جمله مهمترین عوامل بحرانهای هویت در عرصه فرهنگی است که سازوکارهایی را برای حل آن معضل باید ارائه شود. در افغانستان شکافهای قومی ضمن نابرابری اقتصادی «شهرهای درجه یک و درجه سه» شکاف مذهبی و احساس محرومیت نسبی علاوه بر عامل جغرافیا و سرزمین، مدیریت شکافهای قومی را با مشکلاتی مواجه میسازد. مرزنشین بودن اقوام و همجواری آنان با قومیت حاکم در آن سوی مرز مثل تاجیکها، ازبکها ترکمنها، بلوچها و حتی هزارهها با همجواری با قومیت همسو و حاکم و غیر حاکم مثل تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و بلوچستان، عامل بالقوه مناسبی برای تکوین بحران نفوذ و تقویت فرار از مرکز به شمار میروند. ضمن آنکه ارتقای سطح دانش و آگاهیهای عمومی به دنبال عمومی شدن تعلیم در کشور و رسانههای ارتباط جمعی در نیل به آگاهی قومی نیز در بزرگ شدن این گسستها دخالت دارند. ساختار نظام بینالمللی و دخالت همسایگان نیز در جهت تقویت این شکافها عمل مینماید. در پی بیشتر از چهاردهه جنگ، تشکیل گروههای مختلف، خودآگاهی قومی در میان اقوام به سرعت رشد کرده است. این خودآگاهی باعث خلق مجموعهای از الزامات برای اقوام شده که از آن جمله داشتن حق هویت در عرصه سیاسی و اجتماعی است.
سایه همسایه