تالیف: عبدالهادی مجاهد
ترتیب کننده: محبوبی
تدابیر مهمی در راه مقاومت جنگ فکری
تدبیر اول: به دست آوردن زمام امور و حکومت
همه نیروها و جهتهای داخلی و خارجی که در عالم اسلام در سنگر جنگ فکری علیه مسلمانان مصروف کارزار هستند، در حقیقت همه آنها نظامها و حکومتها میباشند. وسایلی که در این جنگ بر ضد مسلمانها به کار گرفته میشوند، مانند مکاتب، پوهنتونها، مراکز تحقیقاتی، رادیوها، تلویزیونها، وزارتها، قوانین، فشارهای سیاسی و نظامی، به میلیاردها دالر و میلیونها متخصص تربیتیافته، کارمندان ماهر و وسایل دیگر، همه و همه در اختیار حکومتهایی قرار دارند که علیه اسلام و مسلمانان این جنگ خطرناک فکری را آغاز نمودهاند و آن را به پیش میبرند.
در کشورهای اسلامی و مخصوصاً در افغانستان، مقابله با این دشمن و یا جلوگیری از تأثیر وسایل مذکور، بیرون از توان افراد و تنظیمهای اسلامی است. این مقابله تنها در صورتی ممکن است که زمام امور نظام و حکومت به دست کسانی بیفتد که نظریات و افکار اسلامی دارند. تا زمانی که کنترل و اختیار زمام امور دینی، سیاسی، نظامی، اداری، اجتماعی، مالی، فرهنگی و تعلیمی از چنگال عناصر سکولر، دموکرات، لیبرال، کمونیست، نشنلیست، عناصر غربگرا و پیروان افکار اروپایی رهانیده نشود، کوششهای اصلاحی فردی بیفایده و یا بینتیجه مطلوب خواهند بود.
تلاشهای دعوتی که در جریان نود سال گذشته به دور از موقف حاکمیت برای اصلاح صورت گرفتهاند، نشان میدهند که تنها از طریق دعوت، مطالبه و التماس از طاغوتان، در هیچ کشوری از جهان اسلام، نظام اسلامی به میان نیامده است. زیرا تنها اکتفا بر دعوت، خلاف رهنماییهای قرآن و طریقه رسولالله صلىالله علیه و سلم است. پیامبر صلیالله علیه و سلم سیزده سال تمام را در مکه معظمه در دعوت مردم به اسلام سپری نمودند و در این مدت طولانی، تنها در حدود هشتصد تن از مردم مکه معظمه مشرف به اسلام گردیدند. در این مدت، نظام کفر و جاهلیت همچنان پابرجا بود و در آن تغییر چشمگیری مشاهده نمیشد. اما زمانی که پیامبر صلیالله علیه و سلم در مدینه منوره حکومت و نظام را اقامه کرد و زمام امور حکومت را خود به دست گرفت، دیده شد که در خلال کمتر از ده سال، نه تنها اسلام در همه اطراف و اکناف جزیرهالعرب گسترش پیدا کرد، بلکه زمینه زوال امپراطوریهای بزرگ را در خارج از جزیرهالعرب نیز مساعد ساخت.
در جنگ فکری با غرب