فهرست بستن

حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)

نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
5.مبانی حقوق بشر غربی
‌ب. فردگرایی
فردگرایی یکی از بنیادها و مؤلفه‌های اصلی مدرنیسم و به تعبیری از مهم‌ترین شالوده‌های فکری دنیای جدید در عرصه‌های مختلف (فلسفی، علمی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی) غرب محسوب می‌شود. فردگرایی یا اصالت فرد به دیدگاهی گفته می‌شود که فرد را واقعی‌تر و بنیادی‌تر و مقدم‌تر بر جامعه و نهادها و ساختارهای آن تلقی می‌کند. به عبارتی این دیدگاه، امیال و اهداف و ارزش‌های اخلاقی و حقوقی بالاتری برای فرد نسبت به جامعه قائل است و کامیابی فرد را از هر لحاظ مقدم بر جامعه قرار می‌دهد. چونکه قائلین به این دیدگاه معتقدند که فرد به لحاظ زمانی قبل از جامعه وجود داشته و جامعه چیزی جز جمع اراده تک‌تک افراد نیست (مشکات، 1394: 327). به همین دلیل بنیان آزادی در مغرب‌زمین، عمدتاً بر مبنای اصالت فرد بنا نهاده شده است. فردگرایی در واقع گونه و قرائتی از انسان‌گرایی است که در غرب بر قرائت جمع‌گراانه غالب شده است. این فردگرایی نیز به عنوان یکی از مبانی در حقوق بشر غربی مطرح است. این اصل بیان می‌کند که هر فرد انسانی به عنوان موجودی مستقل و دارای حقوق ذاتی، باید از دخالت دولت و دیگران مصون بماند. یعنی انسان‌ها به عنوان موجوداتی عاقل و آزاد، دارای حقوقی طبیعی هستند که هیچ نهادی، از جمله دولت، نمی‌تواند آن‌ها را نقض کند. فردگرایی به عنوان بخشی از فلسفه لیبرالیسم، نقش مهمی در شکل‌گیری نظام‌های سیاسی و حقوقی غرب ایفا کرده است.

تحول تاریخی فردگرایی: فردگرایی ریشه در تحولات فکری و فلسفی لیبرالیسم غربی، به ویژه در دوران روشنگری (قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی)، دارد. در این عرصه فیلسوفانی مانند جان لاک و جرمی بنتام، با تأکید بر حقوق طبیعی، فردگرایی را به عنوان یکی از پایه‌های اصلی حقوق بشر مطرح کردند. جان لاک در کتاب «دو رساله درباره حکومت» استدلال کرد که انسان‌ها به طور ذاتی از حقوقی مانند حق زندگی، آزادی و مالکیت برخوردارند. او معتقد بود که دولت باید به عنوان نهادی برای حفظ این حقوق ایجاد شود و در صورت نقض حقوق شهروندان، مردم حق دارند دولت را تغییر دهند (همان). این اندیشه‌ها پایه‌های فردگرایی را در نظام‌های سیاسی و حقوقی غرب نیز تقویت کردند.

تأثیر فردگرایی بر حقوق بشر: فردگرایی به عنوان یکی از مبانی حقوق بشر غربی، باعث شد که حقوق و آزادی‌های فردی در مرکز توجه قرار گیرد. در این نگرش، هر فرد انسانی به عنوان موجودی مستقل و دارای حقوق ذاتی تعریف می‌شود که باید از دخالت دولت و دیگران مصون بماند. این اصل در اسناد مهم حقوق بشر، مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر به وضوح دیده می‌شود. برای مثال، ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می‌کند: «هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» همچنین، ماده ۱۲ این اعلامیه تأکید می‌کند: «هیچ‌کس نباید در زندگی خصوصی، خانواده، خانه یا مکاتبات خود مورد دخالت خودسرانه قرار گیرد.» این اصول نشان‌دهنده تأثیر عمیق فردگرایی بر حقوق بشر است. فردگرایی باعث شد که حقوقی مانند آزادی بیان، آزادی مذهب، حق مالکیت و حق برابری در برابر قانون به رسمیت شناخته شوند. این تفکرات و ایده‌ها در قوانین اساسی بسیاری از کشورها و همچنین در اسناد بین‌المللی حقوق بشر غربی منعکس شده‌اند (اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۱۹۴۸: ماده ۳ و ۱۲).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *