تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ماجرای مفصل غزوه «بدر» بدین قرار است:
پاسخ مثبت انصار و فداکاری آنان در اطاعت
وقتی خبر حرکت و بسیج عمومی «قریش» به رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) رسید، از اصحاب مشورت خواست. منظورش این بود که از رأی انصار باخبر گردد، چرا که انصار با رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) بیعت کرده بودند که فقط در داخل «مدینه» از حضرت رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) محافظت نمایند.
به همین دلیل حضرت میخواست از رأی آنان در صورت خارج شدن از «مدینه» مطلع شود. در این جلسه، مهاجرین نظر خود را به بهترین وجه اظهار داشتند. حضرت دوباره از آنها پرسیدند. آنها همچنان آمادگی خود را اعلام کردند. حضرت برای بار سوم از آنها نظرخواهی نمودند. اینجا بود که انصار متوجه شدند که منظور رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم)، آنان هستند.
پس سعد بن معاذ (رضیالله عنه) به نمایندگی از انصار زبان به سخن گشود و گفت:
یا رسولالله! مثل اینکه اشارهی شما به طرف ماست. شاید فکر میکنید که انصار وظیفهی خود را تنها در این میدانند که فقط شما را در شهر خود یاری کنند. من قاطعانه از جانب انصار میگویم که به هر طرف میخواهی حرکت کن و با هر کسی میخواهی ارتباط برقرار فرما و از هر کسی میخواهی ارتباطتان را قطع کن. از اموال ما هر چه دوست داری بگیر و هرچه میخواهی به ما بده. البته آنچه را که از ما میستانی، بهمراتب نزد ما محبوبتر از آن خواهد بود که برای ما میگذاری. و هر دستوری که صادر بفرمایی، ما تابع امر شما هستیم.
سوگند به خدا، اگر تا «برک غمدان» بروی، ما همراه شما خواهیم آمد و اگر ما را از این دریا عبور دهی، عبور خواهیم کرد.
حضرت مقداد رضیالله عنه که از جانب مهاجرین سخن میگفت، عرض کرد:
یا رسولالله صلیالله علیه و سلم! ما هرگز سخنی را که قوم «موسی» به او گفتند: «بروید شما و خدایتان بجنگید، ما اینجا نشستهایم» به شما نخواهیم گفت. ما قطعاً از جانب راست و چپ شما و از جانب جلو و پشت سر شما به جنگ و دفاع خواهیم پرداخت.
وقتی رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) این پاسخها را شنید، چهرهی گرامیاش درخشید و از پاسخ اصحابش رضیالله عنهم مسرور شد و فرمود:
«سیروا و ابشروا»
بروید و مژده بگیرید.
نبی رحمت