نویسنده: عبدالرحمن کریمی «ماستر حقوق بینالملل عمومی»
مقدمه
پیشینهٔ حقوق جنگ را دانشمندان مربوط به دورهٔ باستان – یونان میدانند. شکلگیری و پیشینهٔ اصلی حقوق جنگ به قواعد مذهبی و عرفی ریشه دارد. از دورهٔ باستان تاکنون قوانین مختلفی در عرصهٔ بینالمللی به منظور جلوگیری از صدمات وحشتناک جانی و روحی در عرصهٔ جنگ ایجاد شده است. مهمترین اسناد بینالمللی که در زمینهٔ حقوق جنگ تاکنون ایجاد شده است شامل کنوانسیون لاهه ۱۸۹۹، کنوانسیون لاهه ۱۹۰۷، پروتکل ژنو ۱۹۲۵، پیمان بریان-کلوک ۱۹۲۸، کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن در سال ۱۹۷۷ میباشد. در حقوق بینالملل اسلامی نیز آموزههای قرآنی و احادیث نبوی از جمله رفتار انسانی با اسیران جنگی و تسلیمشدهها، رفتار انسانی با زخمیها و مجروحان جنگی، عدم حمله به کودکان، زنان و کهنسالان، ضرر نرساندن به محیط زیست و … در زمینهٔ جنگ وجود دارد.
جنایات جنگی در دو بستر منازعات بینالمللی و داخلی رخ میدهند. در حقوق بینالملل، رشتهای به نام حقوق بشردوستانهٔ بینالمللی یا حقوق مخاصمات مسلحانه وجود دارد که به آن «حقوق جنگ» نیز گفته میشود. شاید اصطلاح «حقوق جنگ» به تعبیر نادرست، مشروعیت جنگ را تفسیر کند، اما فلسفهٔ وجودی این رشتهٔ حقوق منطق دیگری دارد و آن اینکه جنگ بهگونهٔ طبیعی وجود داشته، وجود دارد و وجود خواهد داشت. بناءً برای اینکه این امر عیار گردد، قواعدی ایجاد شده است تا در پرتو آن کشورهای درگیر جنگ / طرفهای درگیر جنگ، این قوانین را رعایت کنند.
نقض حقوق جنگ، یکی از مسائل بحرانی در روزگارهای جنگ و تعارضات مسلحانه است که تأثیرات وحشتناکی بر جوامع و انسانها دارد. در جریان جنگها، قوانین بینالمللی انساندوستانه و حقوق جنگ، به منظور محدود کردن خشونت و آزار و اذیت غیرضروری در محیطهای جنگی تعیین شدهاند. اما اغلب دیده میشود که این قوانین نادیده گرفته و نقض میشوند.