نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
چالشهای دموکراسی در جهان
بدون شک نقاط شکوهمند و کمالات رضایتبخش موجود در نظام دموکراسی، در مقام تعریف و ایده، دموکراسی را مطبوع و مطلوب عام و خاص نموده است. اما اگر دیده را به عرصهی واقع، حقیقت و امکان برانیم، با حقایق دیگری نیز روبهرو میشویم. مهمترین واقعیت مشهود این است که آنچه دموکراسی را دموکراسی یا مردمسالاری میسازد، مشارکت مردمی در فرایند تصمیمگیری در عرصهی سیاسی است. اکنون اگر معلوم گردد که در عرصهی تحقق و امکان، مشارکت مستقیم و غیرمستقیم مردم عملی نیست، از دموکراسی یا مردمسالاری جز لفظی خوشبرش و عوامپسند چیز دیگری نمیماند و از دموکراسی و مردمسالاری در مقام تعریف و ایده تا دموکراسی در مقام واقع و تحقق فاصلهای بس دور و دراز است. در ذیل به برخی از چالشها و آسیبهای دموکراسی اشاره شده است.
أ. عوامفریبی (دماگوژی)
آزادی از اصول مهم دموکراسی است و مهمترین مفهومی که در نظام دموکراسی از آزادی برداشت میشود، آزادی بودن و حق مشارکت داشتن شهروندان در امور سیاسی و تصمیمگیریهای جامعه است. در نظام دموکراسی، آزادی یعنی اینکه شهروندان از حق مشارکت آزاد در فرایند تصمیمسازی جامعه برخوردار باشند و بتوانند آنچه را لازمه مشارکت است انجام دهند. اکنون بنگرید که دموکراسی برای تحقق این مهمترین اصل خود – یعنی برخورداری از حق مشارکت در فرایند تصمیمسازی جامعه – تا چه پایه و مایهای توانایی و توفیق دارد؟ و یا با چه چالشهایی دست به گریبان است؟
یکی از چالشهای جدی و خطرناک فراروی آزادی، عوامفریبی یا دماگوژی است. بدون تردید تودههای مردمی بهطور عموم، بهخصوص با مشاغل و اشتغالات فراوان، هرگز نمیتوانند همه پیچوخمهای دنیای سیاست را بهصورت کامل و یا دستکم در حد لازم درک نمایند، بهویژه زمانی که اقلیت حاکم با در دست داشتن امکانات میتواند مشیتهای از پیش طراحیشدهی خود را با ابزار رسانهها و سایر مراکز و مؤسسات تحت نفوذ خود، با ظرافت به بدنه جامعه تزریق نماید، بهگونهای که در تودهها ذهنیتهای ساختگی و اراده مصنوعی تولید نماید. به این ترتیب، اقلیت حاکم، اکثریت را بهصورت کاملاً بیصدا از پیش روی خود برداشته و کنار میگذارد. این کنارگذاشتن و محروم ساختن یا به عبارتی بهتر، با پنبه سر بریدن، بدون ایجاد رعب و وحشت یا سرکوب و بدون آنکه خود قربانیان متوجه شوند، صورت میگیرد.