نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد(مقایسه غرب و اسلام)
1.انتقادات وارد بر حقوق بشر غربی
اعلامیهی جهانی حقوق بشر، به عنوان یکی از مهمترین اسناد بینالمللی، همواره ادعا کرده است که حقوق اساسی تمامی انسانها را فارغ از نژاد، مذهب، جنسیت یا ملیت، تضمین میکند. با این حال، نگاهی عمیقتر به مبانی فلسفی این اعلامیه نشان میدهد که اومانیسم، به عنوان محور اصلی آن، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری مفاهیم و اصول آن داشته است. اومانیسم، که بر محوریت انسان و عقل خودبنیاد تأکید دارد، به عنوان پایهی فکری حقوق بشر غربی، همواره مورد ستایش طرفداران آن قرار گرفته است. اما سؤال اساسی این است: آیا اومانیسم به عنوان بنیاد حقوق بشر، مورد توافق تمامی فرهنگها و تمدنهاست؟ به عبارت دیگر، آیا میتوان ادعا کرد که این نگرش، که ریشه در فرهنگ و تاریخ غرب دارد، میتواند به عنوان الگویی جهانی مورد پذیرش همهی جوامع قرار گیرد؟
همانگونه که جک دانلی، یکی از نظریهپردازان برجستهی حقوق بشر، با صراحت بیان میکند: «برداشتهای به اصطلاح غیرغربی از حقوق بشر، برداشت از حقوق بشر نیست.» این جمله به وضوح نشان میدهد که حقوق بشر غربی، با وجود ادعای جهانشمول بودن، در عمل نتوانسته است خود را از چارچوب فرهنگی و فلسفی غرب رها کند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از منتقدان، حقوق بشر غربی را به دلیل یکسویه بودن و تمرکز بر انسان لیبرال، به جای انسان بماهو انسان، مورد انتقاد قرار دهند.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)