فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: مأموریت شکست‌خورده (ناکامی دموکراسی)
شکست دموکراسی در افغانستان
‌ه. انحصار قدرت سیاسی
هدف اصلی و اساسی تئوری دموکراسی، شکست انحصارگرایی و اقتدارگرایی سیاسی است؛ زیرا انحصارگرایی سیاسی، سرانجام به مرگ دموکراسی ختم می‌شود. اما در بیست سال جمهوریت در افغانستان، انحصارگرایی و اقتدارگرایی سیاسی به اوج رسیده بود، به‌خصوص در چند سال آخر که امکان نظارت بر عملکرد نهادهای دولت را به حداقل فروکاسته و استقلال نهادها را به تزلزل‌ کشانده بود و انحصار قدرت سیاسی در دستان کم‌ توان غنی، خود زمینه‌ساز مرگ دموکراسی گردید. مصداق سخن لویتسکی و دانیل زیبلات در کتاب «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند» تأییدی بر این مدعا است: دموکراسی‌ها ممکن است نه در دستان جنرال‌های ارتش، بلکه در دستان رهبران انتخاب‌شده بمیرند؛ رهبرانی همچون رؤسای‌جمهور و نخست‌وزیرانی که دقیقاً همان فرایندی را نابود می‌کنند که خودشان را به قدرت رسانده‌ است. برخی از این رهبران، خیلی سریع دموکراسی را از بین می‌برند، همان‌طور که هیتلر در آلمان این کار را انجام داد. رهبرانی که به دموکراسی باور ندارند. به سخن معروف، «دموکراسی بدون دموکرات‌ها»، به ابتذال کشیده می‌شود.

عین این وضعیت را در چند سال اخیر دورهٔ جمهوریت می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد. در دورهٔ حکومت غنی، به‌خصوص دورهٔ دوم حکومتش، انحصار قدرت به‌دست چند فرد، به‌عنوان مهم‌ترین قاعدهٔ بازی سیاسی درآمده‌ بود. این امر سبب سوءاستفاده از قدرت گردیده بود. مشارکت فراگیر سیاسی را به بحران مواجه کرده بود و از همه مهم‌تر، اصل حاکمیت قانون و مساوات در پیشگاه قانون که از اساسات دموکراسی است، را خدشه‌دار ساخته‌ بود. در عصر جمهوریت، تمام قدرت در انحصار مثلث غنی-محب‌-فضلی قرار گرفته بود. در واقع آن‌ها بودند که تصمیم می‌گرفتند چه کسی به پارلمان راه پیدا کند، چه کسی وزیر شود و چه کسی به‌عنوان قاضی مقرر شود. بدون اطلاع و خواست آن‌ها، هیچ‌ فردی در رأس قدرت آمده نمی‌توانست. بدیهی است که این وضعیت، در روند افول دموکراسی تأثیرگذار بوده و روز‌به‌روز، بیش از پیش پایه‌های نظام سیاسی کشور را سست و لرزان نموده است؛ تا جایی که نظام جمهوریت و دموکراسی به شکست و فروپاشی کشیده شد. این امر حتی در بحث جنگ و صلح افغانستان نیز تأثیر چشم‌گیری داشته است؛ یعنی انحصار قدرت، فرصت‌های صلح و جنگ را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. ارادهٔ سیاسی برای صلح و همین‌گونه جنگ، وجود نداشت. چنان‌که در این مورد «جیمز کلپر» رئیس سابق امنیت ملی آمریکا در یک گفت‌وگو با شبکهٔ خبری «سی.ان.ان» گفته بود: نمی‌توان ارادهٔ سیاسی را خرید؛ یعنی شکست نظام، بیش‌تر ماحصل شکست سیاسی بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *