فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی

  1. چالش‌های دموکراسی
    ‌أ. استبداد اکثریت

چنانچه قبلاً نیز تذکر یافت، اصل جوهری و جوهر اصلی دموکراسی، مشارکت عمومی در فرایند تصمیم‌گیری است. اما ممکن است قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری اکثریت، مانع تحقق و فعلیت یافتن تصمیمِ کثیری دیگر شود و از آن جهت که ماهیت این آسیب با جوهره‌ی اصلی دموکراسی ناسازگار است، نمی‌توان از آن غافل شد. چنان‌که بسیاری از صاحب‌نظران از این قضیه غافل نمانده و از آن اندیشناک بوده‌اند و بیم آن داشتند که نفوذ اکثریت، حکومت استبدادیِ اکثریت را در پی داشته باشد. کارل کوهن در این مورد می‌نویسد: «تهدیدِ یک اکثریت ستمگر امری واقعی است و منتقدان دموکراسی همواره از آن بیمناک بوده و بر آن تأکید ورزیده‌اند» (کوهن، ۱۳۸۲: ۱۱۳).
مادیسون از بنیان‌گذاران دموکراسیِ آمریکا و چهارمین رئیس‌جمهورِ آن کشور بود و همچنین از نظریه‌پردازان برجسته‌ی دموکراسی محسوب می‌شد. وی در این زمینه به این باور بوده است که نمایندگی و پارلمانی مسئولیتِ حکومت را در نزد شهروندان تأمین می‌کند، اما نمی‌تواند از اعمال سلطه و استبدادِ اکثریت بر اقلیت جلوگیری نماید. از نگاه وی، منافع گروه‌های اقلیت گاهی در برابرِ منافعِ متحدِ اکثریت آسیب‌پذیر است (بشیریه، ۱۳۸۱: ۶۵).
استبدادِ اکثریت یکی از چالش‌های جدی در مسیرِ دموکراسی است؛ چنان‌که یکی از اندیشمندانِ غربی به این باور است که هیچ نوع استبداد و ظلمی به اندازه‌ی استبدادِ بی‌نام و نامرئی و ناپسندِ عوام‌الناس که بر قدرت تکیه نموده‌اند، نفرت‌انگیز نیست. این نوع استبداد در همه‌جا نفوذ کرده و هر عملی را خنثی می‌کند و هر چیزِ نوظهور و هر نوع نبوغ را مانند تندبادی که غنچه‌ها و شکوفه‌هایِ در حال شکفتن و شاخه‌های جوانِ درختی بارور را پژمرده می‌سازد و در نتیجه‌ی حماقتِ وحشیانه‌ی خود از بین می‌برد (پازارگاد، بی‌تا: ۲۴).
از آن‌جایی‌که دموکراسی با استبدادِ اکثریت به‌عنوان یک چالشِ جدی روبه‌رو است، ارسطو که به لقبِ «پدر علم سیاست» معروف است، دموکراسی یا مردم‌سالاری را به‌عنوان شکلِ فاسد و گمراهِ حکومت و نوعی از حکمرانیِ مردمِ جاهل محکوم نموده است. البته پیش از او، معلّمش افلاطون نیز دموکراسی را حکمرانیِ جهالت نامیده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *