نویسنده: محبوبی
نمونه و مصداقهای فراوانی از جنگِ تبلیغاتی در صدرِ اسلام وجود دارد؛ بهعنوان مشت نمونهی خروار به چند نمونه اشاره میشود:
جنگِ تبلیغاتیِ دشمن علیه اسلام
بدون شک تاریخِ اسلام داستانهای فراوانی دارد که حکایت از جنگِ تبلیغاتی و روانی دارد. یکی از بهترین مثالها ماجرای رحلتِ حضرتِ رسول -صلیاللهعلیهوسلم- است که ساعتی پس از انتشارِ خبرِ رحلت، کفار این خبر را دستآویزِ تبلیغاتِ خود قرار دادند و شروع به تبلیغات بر ضد مسلمانان نمودند که اسلام پایان یافته و دیگر رهبری برای آن یافت نخواهد شد. کفار همچنین به نشرِ شایعههای خبیثانه میانِ مسلمانان پرداختند و فریاد میزدند: «اگر محمد پیامبر بود، بیشک در بینِ شما باقی میماند و نمیمُرد.» شدتِ این جنگِ تبلیغاتی به جایی رسید که حضرتِ عمر –رضیاللهعنه– وحشتزده، در حالیکه شمشیرِ خود را از غلاف بیرون کشیده بود، از خانه بیرون رفت و کفار را که از مرگِ محمد -صلیاللهعلیهوسلم- هیجانزده بودند، به مرگ تهدید کرد. کار بالا گرفت و مردم دچار اضطراب شدند و نزدیک بود که عقیدهی برخی مسلمانان دچار تزلزل شود و کفار از این فتنهی بزرگ مسرور بودند. حضرتِ ابوبکر صدیق -رضیاللهعنه- مداخله کرد و غائله را با خطبهی مشهورِ خود پایان بخشید؛ در این خطبه حضرتِ ابوبکر صدیق –رضیاللهعنه– پس از حمد و ثنا بر خدا و درود بر فرستادهی او، فرمود: ای مردم! هر که محمد را پرستش میکرد، بداند که محمد دارِ فانی را وداع گفته است و هر که خدا را پرستش میکند، بداند که خداوند زنده است و نمیمیرد. در غزوهی اُحد مشرکان برای درهم شکستنِ روحیهی سربازانِ سپاهِ اسلام، به دروغ فریاد سر دادند که محمد کشته شد (ابناثیر، ۱۳۷۱: ۷/۱۵۷).
با ظهورِ اسلام در مکهی مکرمه که مرکزِ جاهلیتِ عرب محسوب میشد، تقابلی نو در تاریخ شکل گرفت. تا زمانیکه پیامبر -صلیاللهعلیهوسلم- دعوتِ خود را علنی نکرده بود، کفار چندان توجهی به برنامههای ایشان نداشتند؛ اما وقتی دعوت علنی شد، جنگ با انواعِ مختلفش از جمله جنگِ تبلیغاتی آغاز شد. جبههی شرک و کفر از تمامِ ابزار و شیوههای ممکن برای نابودیِ اسلام استفاده نمودند تا شاید مانعِ پیشرفت و نشرِ اسلام شوند.
هجمههای تبلیغاتی علیه حضرتِ علی –رضیاللهعنه– به حدی بود که پس از شهادتِ آن حضرت در محراب، عدهای از دشمنان با تعجب به یکدیگر نگاه میکردند و میگفتند: مگر حضرت علی نماز میخوانده که در محراب شهیده شده است!