نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- 10.شکست دموکراسی
بنا بر آمار و گزارش سازمانهای بینالمللی، سالها است که پیشرفت دموکراسی متوقف شده و افول و پس رفت آن در جهان سرعت گرفته است. دلایل متعددی در افول دموکراسی نقش دارند: تغییر نگرش شهروندان درباره دموکراسی، بیاعتمادی به مقامات انتخابی، سوءاستفاده از قدرت، موفقیت الگوهای اقتدارگرایانه حکمرانی، جهانیشدن، نئولیبرالیسم و نابرابری فزاینده، اینترنت و فضای مجازی موجب تضعیف و افول دموکراسی شده است. بهعلاوه عقبگرد دموکراسی در کشورهای در حال توسعه، مشکلات کشورهای پیشرفته مانند: افزایش هزینهها، ناامیدی از بهبود شرایط زندگی و قطبیشدن جامعه، زمینه قدرتیابی مخالفان دموکراسی را فراهم نموده است. دموکراسی در مقطع و شرایطی محبوب واقع شد که تمدن غربی در اوج قدرت بود و اکثریت مردم آن را بهترین شیوهی حکمرانی میدانستند. افزایش قدرت و موفقیت کشورهای غیردموکراتیک مانند چین، همزمان با بحران، نارضایتی و تبعیض در جوامع دموکراتیک، موفقیت الگوهای غیردموکراتیک حکمرانی و ناکارآمدی دموکراسی را به نمایش گذاشتند و زمینههای شکست دموکراسی را هموار نمودند.
بنا بر آمار و گزارشها، از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲ میلادی حرکت کشورها در مسیر اقتدارگرایی دو برابر حرکت بهسوی دموکراسی بوده است. در این مدت، ۲۷ کشور در ردهبندی رژیمها (آزاد، تا حدی آزاد و غیرآزاد) افول داشتند، درحالیکه تنها ۱۳ کشور بهبود یافتند. همچنین در آمریکای شمالی و اروپای غربی، هیچ کشوری در ۱۰ سال گذشته بهبودی در شاخصهای لیبرالدموکراسی نداشته است. خلاصه اینکه، اگرچه امروزه افراد بیشتری نسبت به گذشته حقوق دموکراتیک دارند، اما این پیشرفت تا حد زیادی از بین رفته و افول و رکود شاخصهای دموکراتیک، حتی در کشورهای با دموکراسی دیرینه، وجود دارد (کرمزادی، ۱۴۰۲: ۸۵).
نظرسنجی ارزشهای جهانی سال ۲۰۲۲ نشان میدهد ۴۷.۴ درصد پاسخدهندگان، نسبت به ۵۲.۴ درصد سال ۲۰۱۷، معتقدند دموکراسی مهم است. تعداد افرادی که دموکراسی را راهحل مشکلات میدانند نیز در حال کاهش است. در مقابل، افرادی که موافقاند رهبر قوی داشته باشند که نیازی به همراهی مجلس یا انتخابات نداشته باشد، در حال افزایش است: سال ۲۰۰۹، ۳۸ درصد پاسخدهندگان فکر میکردند این ایده خوب یا بسیار خوب است که در سال ۲۰۲۱ به ۵۲ درصد افزایش یافته است.
همچنین، نظرسنجی جهانی بنیاد جامعهی باز (۲۰۲۳) از جمعیت آماری بیش از پنج و نیم میلیارد نفر نشان داد جوانان سراسر جهان در بین گروههای سنی مختلف کمترین باور و اعتقاد را به دموکراسی دارند. این مسئله بیانگر تغییر دیدگاه نسل جدید به دموکراسی و نشانگر فراهم آمدن زمینههای افول و رکود دموکراسی در جهان است. محمود سریعالقلم در این زمینه به این باور است که «نه در میان عامهی مردم در اکثر کشورها تمایلی به اصول دموکراتیک وجود دارد و نه در لایههای قدرت. یکی از شانسهای مهم سیستمهای اقتدارگرا در جهان فعلی، رشد قابلتوجه خواستههای فردی و غرقشدن افراد در اولویتهای خود است. آنقدر افراد به فکر خود هستند که خواستههای جمعی، عضویت در تشکلها و مصالح ملی به حاشیه رفتهاند» (سریعالقلم، ۱۴۰۰).
در واقع، ریشهی فرسایش دموکراسی در تغییر نگرشهای شهروندان است و بین استقبال عمومی نسبت به جایگزینهای دموکراسی و انتخاب سیاستمداران غیردموکراتیک ارتباط قوی وجود دارد؛ بنابراین، دموکراسی نهتنها در افغانستان به شکست مواجه شده است، بلکه در جهان نیز سیر افولی و رکودی خود را میپیماید و زمینههای شکست آن فراهم آمده است. دلایل و عوامل زیادی در شکست دموکراسی نقش دارند که در این نوشته فقط به ذکر فهرستوار برخی از آنها پرداخته شده است. از جمله عوامل شکست دموکراسی: کاهش کیفیت دموکراسی، ظهور رژیمهای غیردموکراتیک، تغییرات اجتماعی و فرهنگی، کاهش مشارکت سیاسی و دیگر چالشهای جهانی.