- مؤلفههای انسانشناسی اسلامی
ادامه:
اما توحیدمحوری در انسانشناسی اسلامی، تنها به سطح عقیدتی و عبادی محدود نمیشود، بلکه در تمامیت ابعاد وجودی، اخلاقی و اجتماعی انسان حضور دارد. قرآن کریم در آیه «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا» (الأعراف: ۱۷۲)، به میثاقِ الست اشاره میکند که نشان از وجود یک تمایل ذاتی در انسان بهسوی خداوند دارد. این گواهی ازلی، نشان از آن دارد که انسان در وجود خود، گواهی بر حقیقت الهی دارد و این تمایل، ریشه در فطرت الهی و توحیدی او دارد. این دیدگاه نیز اسلام را از نظامهایی که انسان را بدون تمایل به معنویت و عبودیت میدانند، جدا میکند و نشان میدهد که توحید، نهتنها در سطح اعتقادات و الهیات، بلکه در سطح اخلاق، تربیت و سلوک معنوی نیز نقش محوری دارد.
از سوی دیگر، در متون فلسفی و عقیدتی اسلامی، انسان بهعنوان عبد و بندهای خداوند مطرح شده است. این عنوان، نهتنها یک مقولهی عقیدتی است، بلکه مبتنی بر طبیعت وجودی و فطرت خداجویی انسان است. حُکما و دانشمندان اسلامی بر این باورند که عبودیت، منحصر به مناسک دینی خاص نیست، بلکه عمومیت آن در تمام حرکات انسانی و اهداف انسانی است. یعنی عبودیت را توانایی ذاتی میدانند که انسان را قادر میکند با شناخت از خود، به شناخت خداوند دست یابد. این دیدگاه، نشان از آن دارد که انسان، بهعنوان عبد، دارای ظرفیت بالقوهای است که میتواند با تزکیهی نفس و تحقق اخلاق نیک، به مقام قرب الهی دست یابد.
همچنین، در نظام هستیشناسی اسلامی، رابطهی خالق و مخلوق یکی از مباحثی است که انسان را در قالب یک منظومهی الهی قرار میدهد. خداوند، بهعنوان خالق و مبدأ تمامی موجودات، انسان را نیز در این چارچوب قرار میدهد. این رابطهی خالق و مخلوق، انسان را موجودی غایتدار و مسئول معرفی میکند که با شناخت از خود و جهان پیرامون، میتواند به منزلتی والایی از عبودیت و بندگی برسد. این موضوع، در مقابل دیدگاههای ماتریالیستی و سکولاریستی قرار دارد که انسان را موجودی خودبسنده و بینیاز از خدا و امر فراطبیعی میدانند و برای انسان هیچ غایت و هدفی را برنمیشمارند.
چون در بینش و فکر اسلامی، وجود هر موجود ممکن و مخلوقی، مستلزم علت والایی است که در پیدایش آن دخالت دارد. این موضوع، در اسلام با عنوان اصل علیت در متون کلامی تبیین میشود که هر معلولی، یعنی هر مخلوقی، نیازمند به علتی، یعنی خالقی است که آن را بهوجود میآورد. بنابراین، انسان نیز که موجودی معلول، فقیر و نیازمند در وجود، بقا و حیات خود است، وابسته و نیازمند به موجود و ذاتی است که غنی بالذات و مطلق است (که همان ذات باریتعالی است). این طرز فکر، نظام اسلام را از نظامهایی که انسان را مستقل از خداوند تعریف میکنند، جدا میکند و نشان میدهد آفرینش انسان، ریشه در قدرت و امر الهی دارد.